چند خطي براي وداع!
چند روزي نيستم . شايد دو سه هفتهاي ... با اين شوريدهحالي و كم آوردنهاي اين روزهاي من، جايي بايد ميرفتم كه شارژي تازه شوم و دور از اين همه هياهو و غوغا، آرام بگيرم و جاني دوباره!
يك دعوت بهانه خوبي براي اين سفر معنوي است... اين چند روز عراق خواهم بود تا انشاء الله نايبالزياره همه دوستان خوب و عزيزم باشم. ياد همه شما در جوار حرمين شريفين در كربلا، نجف، سامرا و كاظمين خواهم بود. به بزرگي و كرامتتان حلالم كنيد... اين چند خط را هم نوشتم تا دوستاني نگويند؛ خداحافظي نكرده رفت...
تا بعد، اگر عمري بود و توفيقي!

همه هستي من آيه تاريكيست 
حاج شيخ فضلالله كجوري معروف به "نوري" از علماء و مجتهدين برجسته صدر مشروطيت در سال 1259ق متولد شد. پدرش مرحوم ملا عباس مازندراني كجوري معروف به "پيشنماز" بود. شيخ فضلالله پس از انجام تحصيلات مقدماتي و سطح عازم عراق شد و در محضر بزرگاني چون آيتالله ميرزاحسن شيرازي و آيتالله حبيب الله رشتي به فرا گرفتن علوم اسلامي پرداخت.
در سير بيدارى ملت ايران كه سرانجام
> پگاه دوم فروردین ۱۳۴۵ خورشیدی، در خانهای آکنده از عطر دلنواز شکوفه گلهای اقاقیا در کوچهای در جوار بازارچه «آقا» در کناره آب انبار «لالوها» محله «قوی میدان» (سوق الاغنام) خیابان سعدی جنوبی کهن شهر قزوین چشمانم به روی دنیایی تازه گشوده شد... اینک از «لحظه چشم وا کردن من، از نخستین نفس گریه»، ۵۳ بهار میگذرد.