مظفرالدین شاه و سید بحرینی

مظفرالدین شاه همراه با سید بحرینی در شکارگاره
در میان سلاطین و پادشاهان ایران، حداقل در همین چند دوره اخیر، دو چهره از دیگران فاسدتر، نالایق تر و البته بسیار خرافی، بی اراده و سست عنصر بودند. در سلسله صفویه، نمونه اعلای اینان، شاه سلطان حسین بود و در عهد قاجاریه؛ مظفرالدین شاه! هرچند از شاه قاجار، یک کار نیک برجای ماند و آن هم؛ صدور فرمان مشروطه بود، اما از شاه سلطان حسین صفوی، جز بدنامی و ننگ، چیز دیگری بر تاریخ این سرزمین ثبت نگردید.
«مظفرالدين شاه مردي خرافاتي، ترسو و سست عنصر بود. جبون، مهربان، بلهوس و بهانهگير بود. بذل و بخششهاي بيجا ميكرد و به استخارههاي سيد بحريني معتقد بود و بيشتر كارها را توسط همان استخارهها انجام ميداد. شوق عجيبي به گريه داشت و مجالس روضهخواني زيادي برپا ميكرد. از رعد و برق وحشت داشت». 1


> پگاه دوم فروردین ۱۳۴۵ خورشیدی، در خانهای آکنده از عطر دلنواز شکوفه گلهای اقاقیا در کوچهای در جوار بازارچه «آقا» در کناره آب انبار «لالوها» محله «قوی میدان» (سوق الاغنام) خیابان سعدی جنوبی کهن شهر قزوین چشمانم به روی دنیایی تازه گشوده شد... اینک از «لحظه چشم وا کردن من، از نخستین نفس گریه»، ۵۳ بهار میگذرد.