خاطرات شهر| یادگار «میرزا احمد حکیم اُف»
در ضلع شرقی خیابان سپه قزوین، حدفاصل مسجد- مدرسهی شیخالاسلام (مسعودیه) و کوچهی محمدیه (چاقو سازان)، بنایی قاجاری وجود دارد که روزگاری به عمارت «حکیماف» شهره بود و این سالها به «تالار ایران».
این عمارت در نخستین سالهای حکومت احمدشاه قاجار توسط «حاج میرزا احمد حکیماف»* مهاجری که در دوره حکومت تزاری روسیه از منطقه قفقاز ابتدا به تبریز و سپس به قزوین آمده بود در محلی که پیش از آن به میرزا ابوتراب شیخالاسلام قزوینی تعلق داشت، در دو اشکوبه (طبقه) ساخته شد.
عمارت «حکیم اف» در طبقه همکف، هفده مغازه و دو سالن داشت و در طبقه دوم هم، یک سالن و چهارده اتاق در آن تعبیه شده بود که با تبدیل این طبقه به مهمانخانه، نام «هتل پاریس» را بر آن گذاشتند. در واقع پس از مهمانخانه بزرگ قزوین، عمارت «حکیماف» را باید دومین هتل یا مهمانخانه این شهر دانست. آنگونه که از نوع معماری «گراند هتل» بر میآید، «ارباب برزو مهرشاهی» مالک این هتل برای احداث سومین مهمانخانه قزوین در خیابان پیغمبریه از نقشه و ساختار طراحی و معماری عمارت «حکیماف» استفاده کرده است.

در بیش از یک قرن پیشینه عمارت «حکیماف»، شاهد وقایع و رخدادهای متعددی در این عمارت بوده است. از جمله این رخدادها که قزوینیها سالخورده در بیان «خاطرات شهر» بدان اشاره میکردند؛ به نمایش گذاشته شدن سر «میرزا کوچکخان جنگلی» در بالکن هتل پاریس بوده است.
بعد از شهادت میرزا در یازدهم آذر سال 1300، سر او توسط «خالو قربان هرسيني» يار پيشين میرزا که به نهضت جنگل خیانت کرد برای تقدیم به رضاخان سردار سپه، وزیر جنگ به تهران منتقل شد. براساس گزارشی که سفارت انگليس از تهران به لندن مخابره کرده است، سر بريده میرزا حین انتقال به پایتخت، نوزدهم آذر به قزوين رسیده و فردای آن روز به تهران منتقل میشود. نیروهای حامل سر میرزا کوچک به منظور نمایش اقتدار سردار سپه و شکست جنگلیها، سر او را ساعتی در بالکن هتل پاریس آویختند که شمار قابلتوجهی از مردم قزوین از نزدیک شاهد این اتفاق بودند.
از دیگر وقایعی که گفته میشود در هتل پاریس رخ داده، آیین عروسی بانو «قمرالملوک وزیری» خواننده مشهور ایرانی (که برخی تبار او را قزوینی ذکر کردهاند) و علی اصغر شیخالاسلام قزوینی معروف به «مسیو اصغر» است. اگرچه این وصلت دیری نپایید و مدتی بعد به جدایی این دو از یکدیگر انجامید.
شکلگیری اولین سینمای قزوین به نام «سینما مایاک» نیز در سال 1309 در این عمارت اتفاق افتاد. میرزا احمد حکیماف با مشارکت فردی که ظاهرا از گردانندگان سینمای «مایاک» تهران بود، نخستین سینمای قزوین را با همین نام با گنجایش حدود 100 نفر تماشاچی در سالن هتل ضلع شرقی عمارت برپا کرد و این سینما، هفتهای سه شب فیلمهای صامت یا بی صدا نمایش میداد.
دربارهی مدت فعالیت و عمر «سینما مایاک» و اینکه چه فیلمهایی در آن به نمایش درآمده، اطلاع دقیقی در دست نیست، اما به گفته زندهیاد دکتر سید محمد دبیرسیاقی، تابستانها از حیاط این عمارت به عنوان «سینمای تابستانی» استفاده میشد و فیلمهای سینمایی که بدون صدا بودند با توضیح گویندهای که کنار دستگاه نمایش مینشست، روی پرده میرفت.
عمارت حکیماف در بیش از یک قرن حیات خود، کاربریهای متعددی داشته و فعالیتهای مختلفی را در خود دیده است؛ از تشکیل نخستین مریضخانه (درمانگاه) بلدیه در سال 1309 خورشیدی در بخشی از این عمارت، راهاندازی اولین اداره ثبت اسناد قزوین تا تبدیل این عمارت به دبیرستان محمدرضا شاه پهلوی و سپس دبیرستان محمد قزوینی. همچنین در سالهای پایانی دهه سی خورشیدی با استقرار یک واحد نظامی از نیروی زمینی ارتش در قزوین، ستاد تیپ زرهی در این عمارت مستقر شد و مدتی بعد در سال 1338، نخستین رادیوی محلی قزوین با استفاده از فرستنده تیپ زرهی در عمارت «حکیماف» آغاز به کار کرد. رادیویی که براساس خاطرات زندهیاد محمدحسن دولتشاهی به مدت پنج سال هر روز سه ساعت (معمولا از ساعت سه تا شش عصر) به صورت زنده برنامه پخش میکرد. این رادیو در سال 1343 با انحلال تیپ زرهی و خروج نیروهای ارتش از قزوین، تعطیل شد.
به گفته دولتشاهی که مسوولیت نظارت و پخش این رادیو را بر عهده داشت، مردم قزوین علاقه زیادی به برنامههای رادیو داشتند به حدی که میتوان گفت 90 درصد آنهایی که علاقهمند رادیو بودند؛ برنامههای رادیو قزوین را در خانه -اگر دستگاه رادیو داشتند- و یا در قهوهخانهها، گوش میکردند. آنگونه که او میگفت چون برنامهها روی موج AM ردیف 41 متر پخش میشد، حتی در استکهلم مرکز «سوئد» هم شنونده قزوینی داشته است.
عمارت « حکیماف» از اوایل دهه پنجاه به «تالار ایران» تبدیل شد و به محلی برای پذیرایی از میهمانیهای جمعی و آیینهای عروسی. این بنا در سالهای اخیر با اجرای طرح مرمت و بهسازی خیابان تاریخی سپه به عنوان اولین خیابان طراحی شده ایران، منظری تازه و چشمنواز پیدا کرده است؛ هر چند بسیاری از مردم قزوین، این سالها دیگر از پیشینه این عمارت و آنچه در یک قرن گذشته در این عمارت رخ داده است، اطلاع چندانی ندارند.
---------
*حاج میرزا احمد حکیماف، به هنگام صدور سجل (شناسنامه)، نام خانوادگی «حکیمنژاد» را برای خود انتخاب میکند و شناسنامه وی نیز صادره از ناحیه قناتآباد تهران بوده که این نکته نشان از آن دارد که او از اواخر دوره قاجاریه ساکن تهران بوده است.
> پگاه دوم فروردین ۱۳۴۵ خورشیدی، در خانهای آکنده از عطر دلنواز شکوفه گلهای اقاقیا در کوچهای در جوار بازارچه «آقا» در کناره آب انبار «لالوها» محله «قوی میدان» (سوق الاغنام) خیابان سعدی جنوبی کهن شهر قزوین چشمانم به روی دنیایی تازه گشوده شد... اینک از «لحظه چشم وا کردن من، از نخستین نفس گریه»، ۵۳ بهار میگذرد.