يكي از زنان قدرتمند و سیاستمدار دربار صفوي كه در تحولات سیاسی دوره خود نقشی مهم داشت و توانست با اقتدار خاص خود دو تن از شاهزادگان صفوي را به سلطنت برساند، پَری‌خان خانُم (رجب 955- رجب985)، دختر شاه طهماسب اول صفوي بود. وی در حوالی اهر زاده شد. مادرش سلطان آغاخانم، از زنان چرکس حرم‌شاه طهماسب، و دایی وی شمخال سلطان از سرداران با نفوذ و رییس سپاهیان چرکس بود.

پری‌خان خانم که از تحصیلات بسیار خوبی برخوردار بود، به زودی در دستگاه پدر صاحب نفوذ شد. او علاوه بر كشورداري و سياست، زني شاعره و متخلص به «حقيقي» بود. گفته‌اند که شاه طهماسب چنان به او علاقه داشت که راضی به شوهر دادنش نمی‌شد. اما بعدها او را به همسری بدیع‌الزمان میرزا، پسر بهرام میرزا صفوی درآورد. این همسری ظاهراً تحقق عملی نیافت.

در سالهای پایانی سلطنت شاه طهماسب که روز به روز بر قدرت و نفوذ پری‌خان خانم افزوده می‌شد، مساله جانشینی شاه، ذهن درباریان و صاحبان قدرت را به خود مشغول کرده بود. شماری از قزلباشان و گرجیان دربار، طرفدار حیدرمیرزا، فرزند جوان شاه بودند. عده‌‌ای دیگر نیز از جانشینی اسماعیل میرزا، فرزند دیگر او حمایت می‌کردند که از سالها پیش به دستور شاه طهماسب در قلعه قهقهه زندانی بود. در این میان، پری‌خان خانم چندی تلاش کرد تا زمینه را برای سلطنت برادر خود، سلیمان میرزا فراهم کند؛ اما به علت بی‌کفایتی و نادانی وی توفیقی نیافت و او نیز به جرگۀ طرفداران اسماعیل میرزا پیوست.

پس از مرگ شاه طهماسب(15صفر984)، حیدرمیرزا که بر بالین پدر حاضر بود، رشتۀ کارها را در دست گرفت. نخست به دفع پری‌خان خانم پرداخت، اما شاهزاده خانم هوشمند و حیله‌گر، با اظهار وفاداری و پشیمانی از رقابتهای گذشته و سوگند به قرآن، برادر را فریفت و جان به‌در برد؛ اما در همان شب به کمک دایی خود، شمخال سلطان مخالفان حیدرمیرزا را برانگیخت تا به قصر سلطنتی ریخته، وی را به قتل رسانند. آن‌گاه با صلاحدید پری‌خان خانم، یکی از امرای ترکمان برای آوردن اسماعیل میرزا روانۀ قلعۀ قهقهه شد و در این فترت، پری‌خان خانم با کمال قدرت ادارۀ امور کشور را در دست گرفت.

اسماعیل میرزا در 27جمادی‌الاول 984 در تالار کاخ چهل ستون قزوین رسماً با عنوان شاه‌اسماعیل دوم بر تخت نشست. پری‌خان خانم که در روی کار آوردن او نقشی اساسی داشت، تصور می‌کرد که می‌تواند مثل سابق با قدرت در امور سلطنت مداخله کند، اما شاه اسماعیل دوم از همان ابتدای کار دست وی را از امور، و ارتباطش را با درباریان و امرا قطع کرد و حتیٰ جمعی را نیز به مراقبت و مواظبت از وی گماشت و اطرافیان و ملازمانش را نیز مرخص کرد. پادشاهی شاه اسماعیل دوم دیری نپایید و در 13 رمضان 985 به طرزی مرموز درگذشت. بیشتر تاریخ‌نگاران معاصر وی معتقدند که مرگ شاه اسماعیل دوم نیز در نتیجه توطئه پری‌خان خانم رخ داد.

پس از مرگ شاه، پری‌خان خانم بار دیگر مصدر امور شد و در آن اوضاع بحرانی، برای جلوگیری از اضمحلال سلطنت صفوی و بروز چند دستگی میان سران قزلباش و حفظ آرامش پایتخت به چاره‌جویی پرداخت. کفایت و کاردانی او به حدی بود که در شورای سران قرلباش برای تعیین پادشاه، عده‌ای خود او را نامزد پادشاهی کردند؛ گروهی نیز طرفدار شاه شجاع، فرزند شیرخوار اسماعیل دوم و نیابت سلطنت پری‌خان‌ خانم بودند. اما سرانجام رأی بزرگان کشور بر پادشاهی سلطان محمدخدابنده، ولیعهد رسمی شاه طهماسب قرار گرفت. سلطان محمدخدابنده تقریباً نابینا و ناتوان بود و در شیراز روزگار می‌گذراند.

پری‌خان خانم مخالفانی هم داشت، مهم‌ترین مخالف او میرزا سلطان جابری اصفهانی، وزیرشاه اسماعیل دوم بود که به محض انتخاب سلطان محمدخدابنده، با تمهیدی خود را از قزوین به شیراز رساند و خود را به شاه جدید و همسر با نفوذش، خیرالنساء خانم نزدیک کرد و منصب وزارت را به دست آورد. میرزا سلطان در عین حال، به فعالیت برضد پری‌خان خانم پرداخت و چنین القا کرد که با وجود پری‌خان خانم، از پادشاهی جز نامی برای شاه جدید نخواهد ماند.

این سعایتها در شاه کارگر افتاد و چون در اول رجب 985 وارد قزوین شد، فرمان داد تا پری‌خان خانم را به لله دوران کودکی‌اش، میرزا خلیل خان افشار سپردند. کسان خلیل‌خان نیز چند ساعت بعد، به دستور شاه پری‌خان خانم را در خانه خلیل‌خان خفه کردند. اموال پری‌خان خانم نیز که در حدود 10هزار تومان می‌شد، در برابر این خدمت به خان افشار بخشیده شد. پیکر پری‌خان خانم را در آستانه امام‌زاده حسین قزوین به خاک سپردند. وی به هنگام مرگ 30 سال داشت.

پری‌خان خانم بانویی باهوش، قدرت‌طلب، دسیسه‌گر، دانش‌دوست و ادب‌پرور بود. خواجه علي ملقب به زين‌العابدين معروف به عبدي بيك بن عبدالمومن صدرالدين شيرازي كه در اوايل نويدي و بعدها عبدي تخلص مي‌كرد تاریخ تکملةالاخبار را در سال 997ق. به نام او نوشته است. محتشم کاشانی، شاعر معروف دورۀ صفوی مورد علاقه و توجه پری‌خان خانم بود و او نیز قصایدی در مدح پری‌خان خانم سروده است. پری‌خان خانم خود نیز شعر می‌سرود و «حقیقی» تخلص می‌کرد و در برخی از تذکره‌ها اشعاری از او باقی مانده است.

از سروده‌هاي اوست:

ساقيا تكيه بر اين دار فنا نتوان كرد
باده پيش آر كه تغيير قضا نتوان كرد

خانه بر رهگذر سيل نتوان ساخت
فكر جاويد در اين كهنه سرا نتوان كرد

طاق ابروي تو محراب دلم تا نشود
اي پريچهره به اخلاص دعا نتوان كرد

اي «حقيقي» چو تو را عمر به پايان برسد
با همه حكمت لقمانش دوا نتوان كرد

پری‌خان خانم همچنین مدرسه‌ای در اصفهان ساخت که به نام وی شهرت یافت. اين  اثر ساليان سال مورد استفاده طلاب علوم ديني قرار داشت و از اهمیت بالایی برخوردار بوده است، ولي در حال حاضر اين مكان تخريب شده و كاشيها و مصالح آن در ساخت مسجد رحيم خان و مسجد نو به كار رفته است.

 اين مدرسه از مدارس هفتگانه محله خواجوي اصفهان و در خيابان سيد علي خان (چهارسوق نقاشي و چرخاب قديم) واقع بوده، در حال حاضر عده اي بر اين اعتقاد هستند كه مدرسه عليرضا عباسي كنوني بر روي همان مدرسه قديم ساخته شده است.

متن نامه پری‌خان خانم به شاه اسماعیل دوم

متن نامه پریخان خانم به شاه اسماعیل دوم


منابع و مآخذ:
اسکندربیک منشی، عالم آرای عباسی، تهران، 1350ش
افوشته‌ای، محمود، نقارةالآثار، به کوشش احسان اشراقی، تهران، 1350ش
پیربداق منشی، جواهرالاخبار، به کوشش محسن بهرام‌نژاد، تهران، 1378ش
تتوی، احمد و آصف‌خان قزوینی، تاریخ الفی، به کوشش علی آل‌داود، تهران، 1378ش
حسینی استرابادی، حسن، از شیخ صفی تا شاه صفی(تاریخ سلطانی)، به کوشش احسان اشراقی، تهران، 1364ش
حسینی جنابذی، میرزابیک، روضةالصفویة، به کوشش غلامرضا طباطبایی مجد، تهران، 1378ش
دیهیم، محمد، تذکرۀ شعرای آذربایجان، تبریز، 1367ش
رفیعی مهرآبادی، ابوالقاسم، آثار ملی اصفهان، تهران، 1352ش
روملو، حسن، احسن التواریخ، به کوشش عبدالحسین نوایی، تهران، 1357ش
فلسفی، نصرالله، زندگانی شاه عباس اول، تهران، 1344ش
قاضی احمد قمی، خلاصةالتواریخ، به کوشش احسان اشراقی، تهران، 1359ش-1363ش
محتشم کاشانی، دیوان، به کوشش مهرعلی گرکانی، تهران، 1344ش
منجم یزدی، محمد، تاریخ عباسی، به کوشش سیف‌الله وحیدنیا، تهران، 1366ش
نویدی شیرازی، زین‌العابدین، تکملةالاخبار، به کوشش عبدالحسین نوایی، تهران، 1369ش
واله، محمدیوسف، خلدبرین، به کوشش هاشم محدث، تهران، 1372ش
دارالعلم شرق مدارس دینی اصفهان، به کوشش سید مصلح الدین مهدوی، شهرداری اصفهان، 1386ش.