شمر امروز را بشناس

اگر ميخواهيم به خودمان ارزش بدهيم؛ اگر ميخواهيم به عزاداري حسين بن علي ارزش بدهيم؛ بايد فكر كنيم كه اگر حسين بن علي امروز بود و خودش ميگفت: «براي من عزاداري كنيد»، ميگفت چه شعاري بدهيد؟ آيا ميگفت: «بخوانيد نوجوان اكبر من» يا ميگفت: «بگوييد زينب مضطرّم، الوداع»؟! چيزهايي كه من [امام حسين] در عمرم هرگز به اين جور شعارهاي پست كثيف ذلّت آور تن ندادم و يك كلمه از اين حرفها نگفتم؟!
اگر حسين بن علي بود، ميگفت: «اگر ميخواهي براي من عزاداري كني؛ براي من سينه و زنجير بزني؛ شعار امروز تو بايد فلسطين باشد. شمر هزار و سيصد سال پيش مرد. شمر امروز را بشناس!» (۱)
متفكر شهید مرتضي مطهري
(۱)- حماسه حسيني، ج ۲؛ ص ۱۶۴/ سال ۱۳۴۹ خورشيدي
+ نوشته شده در دهم دی ۱۳۸۷ ساعت 12:5 توسط محمدحسن سليمانی
|
> پگاه دوم فروردین ۱۳۴۵ خورشیدی، در خانهای آکنده از عطر دلنواز شکوفه گلهای اقاقیا در کوچهای در جوار بازارچه «آقا» در کناره آب انبار «لالوها» محله «قوی میدان» (سوق الاغنام) خیابان سعدی جنوبی کهن شهر قزوین چشمانم به روی دنیایی تازه گشوده شد... اینک از «لحظه چشم وا کردن من، از نخستین نفس گریه»، ۵۳ بهار میگذرد.