گزارش يك سفر ؛ (2) تبليغات و فعالیتهاي ضد شيعي در عربستان
تبليغات و فعاليتهاي ضد شيعي وهابيها در عربستان سعودي گرچه امري تازه نيست و تقريباً در طول يك قرن گذشته همواره با اشكال و شيوههاي مختلف ادامه داشته است اما، به نظر ميرسد در دوسه سال گذشته، شدت و حدت بيشتري نسبت به گذشته به ويژه در برخورد با زايران ايراني يافته است.
تصاويري كه در اين پست مشاهده خواهيد كرد تنها بخشي از سلسله اقدامات آشكاري است كه اين روزها زايران شيعه ايراني در مدينه منوره با آنها مواجه هستند.

برخورد ماموران سعودي با هرگونه حضور دستهجمعي زايران ايراني در صحن مسجدالنبي

خودروهاي ويژه ماموران اداره امربه معروف!! عربستان براي برهم زدن هرگونه مراسم دستهجمعي دعا در صحن مسجدالنبي و مقابل قبرستان بقيع

درب هميشه بسته مسجد امام علي (ع) در مدينه منوره

توزيع تراكتها و نشريات ضدشيعي در منطقه احد

تابلوي فارسي نصبشده در مقابل قبرستان احد كه باورهاي اعتقادي وهابيون را ترويج ميكند!
وهابيها هرگونه توسل به ائمه اطهار (ع) و قرائت زيارتنامه را شرك ميدانند

نمايي از قبرستان شهداي احد و قبر حضرت حمزه سيدالشهدا (ع)

مامور خشن اداره امربه معروف!! اجازه هيچگونه قرائت زيارتنامهاي را در مقابل قبرستان احد نميدهد.

مجادله كلامي مامور وهابي امربه معروف!! با يك زائر ترك كه مشغول خواندن زيارتنامه بود

نمايي غمبار از قبور مطهر و نوراني چهار تن از امامان معصوم (ع) در قبرستان بقيع
وهابيها در چندسال اخير با كشيدن نردههاي بلند و گماشتن مامور اجازه نزديك شدن به اين قبور شريف را به زائران شيعه نميدهند.

وهابيهاي مستقر در پشت حصار محل قبور مطهر ائمه معصوم (ع) مدفون در قبرستان بقيع
ماموران وهابي مستقر در قبرستان بقيع و منطقه احد عموماً از اتباع پاكستاني و افغاني بوده و به زبانهاي عربي، فارسي، پشتو و اردو كاملاً مسلط هستند. اين افراد ضمن ممانعت از هرگونه قرائت زيارتنامه، صريحاً به اعتقادات شيعي اهانت ميكنند و به بهانه بحثهاي كلامي دوجانبه تلاش ميكنند شبهاتي اعتقادي را در اذهان زايران ايراني القا كنند. جالب اينجاست كه اگر كم بياورند و نتوانند پاسخي شايسته به طرف مقابل خود بدهند با عبارات سخيف باورهاي شيعيان را مورد هجمه قرار ميدهند و بحثكننده را به دست شرطه (پليس) سعودي ميسپارند تا سرانجامش با كرام الكاتبين باشد!
عكسها: ققنوس (محمد حسن سلیمانی)

> پگاه دوم فروردین ۱۳۴۵ خورشیدی، در خانهای آکنده از عطر دلنواز شکوفه گلهای اقاقیا در کوچهای در جوار بازارچه «آقا» در کناره آب انبار «لالوها» محله «قوی میدان» (سوق الاغنام) خیابان سعدی جنوبی کهن شهر قزوین چشمانم به روی دنیایی تازه گشوده شد... اینک از «لحظه چشم وا کردن من، از نخستین نفس گریه»، ۵۳ بهار میگذرد.