يكي از منابع در دسترس و قابل اعتنا در بررسي وضعيت تاريخ معاصر و البته اوضاع حاكم بر اركان رژيم پهلوي، اسناد برجاي مانده از سازمان اطلاعات و امنيت كشور (ساواك) است. ساواك نه از آن جهت كه به باور من، با حمايت مسقيم آمريكا، قدرتمندترين سازمان اطلاعاتي خاورميانه بوده، بلكه از اين جهت كه داراي شبكه وسيع منابع اطلاعاتي در لايه هاي مختلف رژيم پهلوي بوده و مسووليت جمع آوري و تجزيه و تحليل رويدادهاي درون حاكميت را نيز بر عهده داشته است، گزارش ها و اخبار قابل توجهي را تهيه و مورد بهره برداري قرار مي داده است. اين گزارش ها عموماً در قالب بولتن هاي نوبه اي براي اطلاع سلسله مراتب قدرت رژيم پهلوي اعم از ؛ شاه ، نخست وزير ، دفتر ويژه اطلاعات دربار و ... ارسال مي شده است، هر چند بسياري از آنها كه بازتاب دهنده حقايق و واقعيت هاي اركان فاسد رژيم گذشته بوده، بزعم اسناد برجاي مانده، يا به بايگاني سپرده مي شدند يا مورد توجه ملوكانه! قرار نمي گرفتند.
بي مناسبت نديدم يكي از اين اسناد را كه پيرامون؛ رواج قوم و خويشبازي در ادارات دولتي توسط يكي از بخش هاي ساواك تهيه و بلحاظ ارتباط نزديك بين سپهبد نصيري، رييس ساواك با دكتر نيكپي وزير آباداني و مسكن دولت هويدا كه سوژه اين گزارش بوده، يكسره به بايگاني رفته است را براي آشنايي با حقايق تاريخ معاصر در اين پست بياورم. باشد كه مورد توجه قرار گيرد.
تاريخ: 25/1/48
موضوع: پارتيبازي و دوستبازي در ادارات دولتي
پارتيبازي و به اصطلاح دوستبازي و قوم و خويشبازي در دستگاههاي دولتي متأسفانه تا به حال ريشهكن نشده است و يا اينكه دولت ادعا دارد كه كارها را به كاردان ميدهد در اين امر توفيقي حاصل نكرده. كليه مقامات دولتي به خصوص در ردههاي بالا به وسيله دوستان و هم كلاسيها و همكارهاي سابق و قوم و خويشها اشغال شده است. براي نمونه اغلب وزيران فعلي كابينه از جمله دوستان مرحوم منصور و آقاي هويدا نخستوزير ميباشند. تيمسار آزموده از اقوام آقاي آموزگار وزير دارايي است. در نخستوزيري عده كثيري از كارمندان شركت نفت كه در شركت مشاغل بسيار كوچكي داشتهاند در پستهاي بالا تا رده وزارت و مدير كلي و استانداري رسيدهاند كه از جمله آنها شهبازي معاون نخستوزير (پيروز استاندار بنادر جنوب) دكتر نيكپي وزير آباداني و مسكن ميباشند.
رفاقت و دوستبازي به حدي است كه مثلاً فلان وزير و رئيس كل حتي منشي و رئيس دفتر خود را از وزارتخانه و سازماني به سازمان ديگر ميبرد و در نتيجه هيچ كس امنيت شغلي ندارد مگر اينكه به نحوي خود را به وزير و رئيس سازمان نزديك كه به طور مثال دكتر نيكپي وزير آباداني و مسكن حتي ماشيننويس خود را از شركت نفت به نخستوزيري و از نخستوزيري به وزارت آباداني و مسكن برده است. و آقاي دكتر نهاوندي رئيس دانشگاه پهلوي مدير كل دفتر خود را از وزارت ... به دانشگاه شيراز منتقل نموده است.
در صورتي كه در سازمانهاي حزبي كشورهاي خارج موقعي كه يك حزب شكست ميخورد و حزب ديگري روي كار ميآيد به غير از تعويض وزير وزارتخانه كه يك پست سياسي است هيچ مقام ديگري تغيير شغل پيدا نميكند و حتي سفراء سابق اغلب در مقامات خود باقي ميمانند ولي در ايران به محض اينكه وزير يك وزارتخانه عوض ميشود بلافاصله بدين دليل تمام وزارتخانه را عوض ميكند و اين امر تا سطح راننده وزير ماشين نويس و پيشخدمت نيز پايين ميآيد. اين موضوع به خصوص در ميان كارمندان دولت باعث نارضايتي عميق ميشود زيرا هيچ كس براي خود امنيت شغلي احساس نميكند. يك ضرر ديگر اين كار اشباع شغل در مقامات بالا براي دولت بوده و از نظر مديريت هم به ضرر دولت تمام ميشود.
اين عمل وزراء درست مثل اين است كه يك لشكر به محض تعويض فرمانده لشكر عده زيادي از افسران پايين به درجه سرهنگي و سرتيپي و امثال آن برگزيده شوند و فرماندهي واحدها را به عهده بگيرند ولي سرهنگها و سرتيپهاي سابق نيز به عناوين مختلف در همان لشكر باقي بمانند. اين امر از نظر مديريت غلط است.
در حال حاضر در حزب حتي در حزب ايران نوين كه فعلاً گرداننده دولت است نيز عيناً همين شيوه رفيقبازي وجود دارد و تمام گردانندگان و ليدرهاي حزب از دوستان و همكاران و اقوام و همكلاسيهاي سابق سران حزب ميباشند.
در پرونده 33999 غلامرضا نيكپي بايگاني شود. 25/1/۴۸


منبع اسناد: موسسه مطالعات و پژوهشهاي سياسي

