تبليغاتX
قـُقـنــوس - معامله‌اي بر سر تماميت ارضي

روز ۲۲ مرداد ۱۳۵۰ بحرين با حمايت انگليس رسما از ايران جدا شد و استقلال خود را اعلام كرد . در حقيقت استقلال‌طلبي در بحرين زماني پديدار شد كه اين منطقه از 1892 م. تحت سلطه كامل بريتانيا درآمد. پيش از اين انگلستان از طريق انعقاد قراردادهاي گوناگون كوشيده بود تا اين سرزمين را تحت حاكميت خود درآورد. نخستين قيام عمومي بحرين در مارس 1895 بر ضد «شيخ عيسي بن علي‌» نخستين حاكم از سلسله آل‌خليفه شكل گرفت‌. اين قيام با دخالت سرهنگ «آرنولد ويلسون‌» نماينده انگليس در خليج فارس سركوب شد و بازداشت و تبعيد ناراضيان به «زباره‌» در شمال شبه جزيره قطر را در پي‌داشت و درگيري‌هاي شديدي را ميان قطر و بحرين بوجود آورد. اين امر باعث شد قطر با انعقاد قراردادي خود را تحت الحمايه انگليس سازد. اين رويداد نقطه آغاز بيش از يك قرن كشمكش سياسي ونظامي ميان بحرين وقطر بود.

ققنوس/ ملاقات غلامرضا پهلوي و امير بحرين

غلامرضا پهلوي و امير بحرين

در سالهاي بعد به تدريج افكار عمومي در بحرين به ايران متمايل شد. انقراض سلسله قاجار در ايران و طرح ادعاهاي ارضي رژيم پهلوي اول اين تمايل را در ميان مردم بحرين افزايش داد و از جانب ديگر بر حساسيت انگليسي‌ها در منطقه افزود وآنان را به تحكيم پايه‌هاي نفوذ و سلطه خود در بحرين سوق داد.
اين رخداد باعث شد انگليسي‌ها در 1923 م . شيخ عيسي بن علي را بركنار و يكي از كارگزاران خودـ «چارلز بلگريو» ـ را در 1926 به عنوان مشاور امير بحرين روانه اين سرزمين سازند. اقدامات اين مشاور كه تصميم گيرنده اصلي در بحرين بود افزايش نفرت عمومي نسبت به سياستهاي استعماري انگليس درمنطقه را در پي داشت و «بگلريو» در مواجهه با اولين اعتراض‌آميز مردم از بحرين خارج شد.

در دوران بعد از جنگ جهاني دوم، تظاهرات فراگير شد و به جنبش عمومي ضداستعماري تبديل گرديد. انگلستان مي‌دانست كه كاهش كنترل بر بحرين، به از دست رفتن سراسر خليج فارس خواهد انجاميد؛ مي‌خواست به هر بهايي، قيام مردم بحرين را سركوب كند و در اين راه دامن زدن به اختلافات مذهبي را پيشه كرد. ميان شيعه و سني تفرقه ايجاد كرد و زمينه‌هاي برخورد اين دو را بوجود آورد و در دهه 50 م. بحرين را چند بار درآستانه جنگهاي خونين داخلي قرار داد.

از طرفي جنگ كانال سوئز و هجوم نظاميان انگليسي به مصر، سبب افزايش تنفر اعراب خليج فارس و به ويژه مردم بحرين نسبت به انگليس و همچنين ترويج احساسات ناسيوناليستي عربي در اين كشور گرديد، اما اين احساسات غالباً توسط پليس غيربومي بحرين سركوب مي‌شد.

از اواسط قرن بيستم ادعاهاي تاريخي ايران در مورد حاكميت بر بحرين جدي شد. مجلس شوراي ملي در آبان 1336 لايحه‌اي را تصويب كرد كه به موجب آن بحرين استان چهاردهم ايران اعلام شد و دو كرسي خالي براي نمايندگان «استان چهاردهم‌» در نظر گرفته شد. اين اقدام و تهديد ايران در مورد تحريم هر سازمان ومجمع بين‌المللي كه بحرين را به رسميت بشناسد، موضوع را پيچيده‌ كرد، اما فشار انگليس به شاه به دست كشيدن ايران از ادعاهاي ارضي‌اش نسبت به بحرين انجاميد.

در 1347 شاه طي ديدارش از هندگفت‌: «اگر مردم بحرين مايل نباشند به كشور ما ملحق شوند هرگز به زور متوسل نخواهيم شد و هر كاري كه بتواند اراده مردم بحرين را به نحوي كه نزد همه جهانيان به رسميت شناخته شود، نشان دهد خوب است‌.»

ققنوس

11 دي 1356 ـ ملاقات وزير بهداري بحرين با عبداله رياضي رئيس مجلس شوراي ملي

ايران سعي داشت تا سرنوشت بحرين در يك همه‌پرسي تعيين شود، در حالي كه دولت بحرين وحكومت انگليس هريك به دليل آن كه همه پرسي و رجوع به آراي مردم بحرين سبب نفي سلطه آنان از اين كشور مي‌شد، با آن مخالفت كردند. در نتيجه ايران و انگلستان توافق كردند تا به جاي برگزاري همه‌پرسي‌، از سازمان ملل متحد خواسته شود سرنوشت سياسي اين سرزمين را از طريق يك نظرسنجي از ميان گروهها و طبقات مختلف تعيين كند.

حكومت بحرين كه تحت نفوذ انگليس بود براي تأثيرگذاري بر نتيجه نظرخواهي مصمم شد تا ساختار جمعيتي اين سرزمين را با اكثريت دادن به عربها دگرگون سازد. در اين راستا هزاران فلسطيني و نيروي كار عرب از كشورهاي منطقه به بحرين هجوم آوردند.

نظرخواهي از روز 10 فروردين 1349 آغاز شد و مدير دفتر سازمان ملل در ژنو از سوي «اوتانت‌» ـ دبيركل وقت سازمان ملل ـ مأمور انجام اين كار شد. وي پس از پايان مأموريت دوهفته‌اي خود در بحرين گزارش برداشتهاي خود از صحبت با مردم و گروه‌هاي بحرين را كه به ادعاي وي از علاقه آنان به استقلال حكايت مي‌كرد تسليم دبيركل نمود.

با اعطاي اين گزارش، شوراي امنيت سازمان ملل قطعنامه 278 ـ 21 ارديبهشت 1349 ـ را كه خواسته مردم بحرين را تاييد مي‌كرد صادر نمود. اين قطعنامه به دولتهاي ايران و انگلستان ابلاغ شد و به اين ترتيب تهران و منامه در 1350 ش. مرزهاي دريايي ميان خود را تعيين و تصويب كردند و روابط دوجانبه را در همه زمينه‌ها آغاز نمودند. بحرين روز ۲۲ مرداد ۱۳۵۰ رسما استقلال خود را در برابر ايران اعلام كرد و در 25 آذر 1350 رسماً عضو سازمان ملل متحد شد و به عنوان يكصد و بيست و نهمين عضو آن درآمد.

از آن پس تاريخ 16 دسامبر ـ 25آذر ـ به عنوان روز ملي بحرين شناخته مي‌شود.


روزشمار؛ وقايع سياسي مرتبط با ايران و بحرين
  
۷ بهمن ۱۳۰۱
دولت بريتانيا به شيخ بحرين دستور داد ايرانياني را كه از سرزمين اصلي ايران به بحرين مي‌آيند ملزم به ارائه گذرنامه كند .

۲ آذر ۱۳۰۶
 دولت ايران به دولت بريتانيا و به جامعه ملل در خصوص پيمان جده و ذكر بحرين به عنوان يك حكومت تحت الحمايه انگليس اعتراض كرد و آن را خلاف تماميت ارضي ايران دانست .

 20 آبان ۱۳۳۶ 
شوراي وزيران دولت وقت ايران با آوردن شواهدي از تاريخ ،بحرين را استان چهاردهم ايران اعلام كرد. 

۱۴ دى ۱۳۴۷
شاه در دهلي‌نو اعلام كرد: اگر اهالي بحرين نمي‌خواهند به ايران ملحق شوند، ايران خواسته آنان را چنانچه مورد قبول سازمان ملل قرار گيرد، مي‌پذيرد.

۴ اسفند ۱۳۴۸
وزير خارجه ايران در مصاحبه با خبرگزاري فرانسه اعلام كرد ايران حاضر است راي مردم بحرين را براي تعيين وضعيت سياسي آنها بپذيرد. 

۱۸ اسفند ۱۳۴۸
شاه از اوتانت دبير كل سازمان ملل خواست تا درباره سرنوشت بحرين دخالت كند. وي گفت هر تصميمي كه دبيركل اتخاذ كند و در شوراي امنيت به تصويب برسد آن را اجرا خواهد كرد.

۹ فروردين ۱۳۴۹
دبيركل سازمان ملل روش ايران را در واگذاري مسئله بحرين ستايش كرد. 

۱۰ فروردين ۱۳۴۹
نظرخواهي سازمان ملل از مردم بحرين براي اعطاي استقلال به اين كشور آغاز شد.

۲۱ ارديبهشت ۱۳۴۹
نمايندگان سازمان ملل پس از 12 روز توقف در بحرين و مشاهده همه پرسي‌، گزارش خود مبني بر ضرورت استقلال شيخ نشين بحرين را از ايران به سازمان ملل ارسال كردند. 
  
۲۴ ارديبهشت ۱۳۴۹
با يك رأي‌گيري در مجلس شوراي ملي كه با حضور هويدا ـ نخست‌وزير ـ انجام شد، وزارت خارجه ايران موافقت خود رابا استقلال بحرين اعلام كرد. 
 
۲۲ مرداد ۱۳۵۰
بحرين رسماً استقلال خود را از ايران اعلام كرد.

۱۷ دى ۱۳۵۴
ايران سفيران خود را از عراق، عربستان سعودي، كويت، بحرين، قطر وامارات متحده عربي به تهران فراخواند. وزارت خارجه ايران اعلام كرد اگر ثابت شود كه تأسيس «خبرگزاري خليج عربي» با اطلاع دولتهاي اين كشورها بوده است، ايران در روابط خود با شيخ‌نشينهاي حوزه خليج فارس تجديدنظر خواهد داد. 

۱۷ خرداد ۱۳۷۵
وزارت خارجه ايران در اعتراض به اقدام بحرين در متهم كردن تهران به انجام اقدامات براندازي در آن كشور سفير خود را از منامه فراخواند.


سند؛ ساواك و بخشش كريمانه خاك ايران به بيگانگان

خيلي محرمانه

گزارش وقايع روزانه

از : ۳۱۲

تاريخ: ۷/۳/۱۳۴۹

روز ۲۴/۲/۴۹ اللهيار صالح يكي از سران مؤثر جبهه به اصطلاح ملي سابق در يك مذاكره خصوصي در مورد مسئله بحرين بحث و اظهار نموده:

«كار استقلال بحرين دو سال قبل تمام شده بود حتي پرچم آن را هم در سازمان ملل گذارده بودند. شاهنشاه آريامهر به محض اطلاع از اين مطلب شخصاً به آمريكا تشريف‌فرما شدند و خواستند كه فعلاً سر و صداي آن را بخوابانند و در سرويس اخبار نگذارند تا كم‌كم زمينه افكار عمومي در ايران آماده شود. اين بودكه در نطقي، راه را براي رجوع به آراي عمومي باز نمودند و باز فاصله‌اي رعايت شد تا به اين ترتيب از آب درآمد. من مي‌دانم هيچ وقت ممكن نبود بحرين جزء ايران شود ولي يك طلبكاري ملت ايران از دولت‌هاي بزرگ غرب بود كه اقلاً شفاهاً اين مطالبه براي ما مفيد بود. يكي از سناتورهاي آمريكايي در اين مورد گفته است:

«شاهنشاه ژست كريمانه‌اي در خصوص بحرين نشان داده‌اند همان طوري كه پدر معظم‌له در موقع مسافرت به تركيه همين ژست را در واگذاري مرتفعات آرارات به دولت تركيه نشان دادند.»

به هر حال واگذاري هر قطعه از خاك وطن به بيگانه غلط است زيرا اشتهاي بيگانگان تمام شدني نيست. تيمسار جهانباني كه مدال تخصص در امورشوروي را به خود اختصاص داده كارش اين است كه در كميسيونهاي سرحدي فقط تسليم روس‌ها شود. در چند نقطه مقداري از خاك ايران را به روس‌ها داده است و حالا هم قرار است در كميسيون ديگري تيمسار جهانباني شركت نمايد و حتي قرار است يك امتياز ديگر به روس‌‌ها داده شود. با رفتن انگليس‌ها از خليج فارس قرار است روس‌ها به جاي آنها بيايند و صحبت است كه از ما تقاضاي پايگاه در خليج‌فارس را دارند. معلوم است دولتي كه بين مردم خود پايگاه ندارد هميشه تسليم اجانب مي‌شود تا با حمايت آنها خودش سر كار بماند. حالا كه بحرين با اكثريت جمعيت ايراني به عرب‌ها داده شده از خوزستان و فكر تصرف آن صرف‌نظر مي‌كنند؟ تاريخ ثابت كرده است كه سياست هر دولت بستگي به وضع جغرافيايي آن دارد. همان طوري كه دولت كمونيست شوروي همان سياست پطركبير را دارد. قطعاً ممالك ديگر مانند آمريكا و انگليس هم از اين قاعده مستثني نيستند.»

نامبرده در خاتمه در پاسخ اين سؤال كه با گذشتي كه شاهنشاه در مورد مسئله بحرين نشان داده‌اند ملل عرب و مخصوصاً عراقي‌ها خواهند فهميد كه در ايران حسن‌نيت هم هست، افزوده ابداً اين طور نيست، چون ملل كوچك روابط خود را خودشان تنظيم نمي‌كنند، بلكه كارگردان آنها دولت‌هاي بزرگند كه حكومت‌هاي دست‌نشانده‌ي خلاف ميل مردم تحميل مي‌كنند و افرادي كه بين هموطنان خود موقعيتي ندارند ناچارند به ساز اربابشان برقصند.

آقاي عطارپور مذاكره شود

منبع سند: موسسه مطالعات و پژوهشهاي سياسي

  • مقالات مرتبط ؛

+ نقش عباس مسعودي در تجزيه بحرين از ايران

+ جدا شدن بحرين از ايران و نقش انگلستان

به قلم محمدحسن سليمانی (خیارجی) - بیست و دوم مرداد 1388 | لینک ثابت |