قيام سي تير سال ۱۳۳۱ را ميتوان يكي از به ياد ماندنيترين رخدادهاي سياسي در تاريخ معاصر ايران برشمرد. رويدادي كه نتايج حاصل از آن گوياي پيروزي اراده مردم در مقابله با دربار و حاميان داخلي و خارجي آن بود. بيشك اين رخداد تنها نمونهاي است كه در آن شاه مجبور به تمكين از قانون اساسي گرديد و از اختياراتي كه برخلاف اصول مصرحه قانون اساسي در دست داشت، به دليل حضور مردم در صحنه و وحدت بين رهبران سياسي چشمپوشي كرد و در مقابل تصدي اداره وزارت جنگ از سوي دكتر محمد مصدق رويدادي استثنايي در دوران پهلوي به حساب ميآيد كه در هيچ برههاي از حاكميت پهلوي تكرار نشده است.
هر چند با قيام سي تير، يكپارچگي مردم و وحدت رهبران روحاني و سياسي نهضت ملي شدن نفت به نقطه اوج خود رسيد اما، اين وحدت و يكپارچگي ديري نپاييد و ايجاد شكاف بين رهبران نهضت و فرصتطلبي عناصري مشكوك كه به ياس و دلسردي در ميان مردم به عنوان عناصر كليدي بروز اين خيزش انجاميد زمينه رابراي تحقق كودتاي ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ فراهم آورد.

دكتر مصدق نخست وزير به هنگام ملاقات با آيت الله ابوالقاسم كاشاني
پس از برگزاري انتخابات دوره هفدهم و افتتاح مجلس شوراي ملي و بازگشت دكتر مصدق از دادگاه لاهه و در بحبوحة مبارزات نهضت ملي شدن نفت، با وجود اظهار تمايل اكثريت نمايندگان مجلس جديد به نخست وزيري مجدد دكتر مصدق، ناگهان وي از سمت خود استعفا داد. علت اين امر كارشكنيهاي اقليت مجلس، تحت رهبري سيد حسن امامي؛ عدم ابراز تمايل مجلس سنا به زمامداري دكتر مصدق و اختلاف بر سر درخواست اختيارات بيشتر براي نخست وزير بود. سيدحسن امامي با اكثريت آرا توانست به عنوان رئيس مجلس شوراي ملي انتخاب شود.
براساس سنت پارلماني، پس از انتخاب هيات رييسه مجلس، نخست وزير قبلي ميبايست از سمت خود كنارهگيري كند تا مجلس جديد رأي تمايل خود را در حفظ دولت قبلي يا معرفي دولت جديد اعلام دارد. با وجود مخالفت جمعي از نمايندگان، اكثريت مجلس يعني ۵۲ نفر از ۶۵ نفر نمايندة حاضر در جلسه، در روز پانزدهم تيرماه ۱۳۳۱ به نخست وزيري دكتر محمد مصدق اظهار تمايل كردند، اما روز بعد، مجلس سنا ابراز تمايل خود را به ارائه برنامههاي دولت و ملاحظه و بررسي آن برنامهها موكول كرد.
دكتر مصدق روز شانزدهم تير به دليل عدم اظهار تمايل مجلس سنا از قبول پست نخست وزيري خودداري كرد. روز هجدهم تير از ميان نمايندگان حاضر در مجلس سنا تنها ۱۴ نفر به زمامداري دكتر مصدق ابراز تمايل كردند. آيت الله كاشاني در واكنش به مخالفت مجلس سنا در تاييد ادامه زمامداري دكتر مصدق، اعلاميه شديداللحني صادر كرد. از طرف احزاب، گروهها، اصناف، پيشه وران و بازاريان نيز تلگرافها و نامههاي فراواني در حمايت از مصدق به مركز ارسال شد.
تحت فشار گروههاي سياسي و درخواستهاي مكرر مردم و اظهار تمايل مجلس شوراي ملي، شاه به رغم مخالفت مجلس سنا، فرمان نخست وزيري دكتر مصدق را صادر كرد. مصدق اين بار اعطاي اختيارات شش ماهه و درخواست مقام وزارت جنگ را پيش شرط پذيرش مقام نخست وزيري قرار داد. شاه از دادن مقام وزارت جنگ به نخست وزير امتناع كرد و دكتر مصدق استعفا داد. وي طي نامهاي در ۲۵ تير به شاه نوشت: «چون درنتيجة تجربياتي كه در دولت سابق به دست آمده پيشرفت كار در اين موقع حساس ايجاب ميكند كه پست وزارت جنگ را فدوي شخصاً عهدهدار شود و اين كار مورد تصويب شاهانه واقع نشد، البته بهتر آن است كه دولت آينده را كسي تشكيل دهد كه كاملاً مورد اعتماد باشد و بتواند منويات شاهانه را اجرا كند. با وضع فعلي ممكن نيست مبارزاتي را كه ملت ايران شروع كرده است پيروزمندانه خاتمه دهد».

دكتر مصدق، نخست وزير در ميان مردم و در برابر مجلسي كه او "خانه ملت"اش ناميد
پس از استعفاي دكتر مصدق، در جلسه غيرعلني، اكثريت مجلس به زمامداري احمد قوام ابراز تمايل كرد و شاه فرمان نخستوزيري او را صادر نمود. قوام نيز در روز بيست و هفتم تير اعلاميه شديداللحني با عنوان «كشتيبان را سياستي دگر آمد» صادر كرد كه از راديو پخش شد كه مورخين از آن به عنوان اولين اشتباه فاحش قوام ياد ميكنند.
وي در اعلاميه خود پس از ادعاها و وعدههاي بسيار، مخالفان خود يعني مردم را چنين تهديد كرد: «.... من با اتكاء شما و نمايندگان شما اين مقام را قبول كردهام و هدف نهاييام رفاه و سعادت شماست. سوگند ياد ميكنم كه شما را خوشبخت خواهم كرد. بگذاريد من با فراغ بال شروع به كار كنم. واي به حال كساني كه در اقدامات مصلحانه من اخلال كنند و در راهي كه در پيش دارم مانع بتراشند يا نظم عمومي را به هم بزنند. اينگونه آشوبگران با شديدترين عكس العمل از طرف من روبرو خواهند شد و چنانكه درگذشته نشان دادهام بدون ملاحظه از احدي و بدون توجه به مقام و موقعيت مخالفين، كيفر اعمالشان را دركنارشان ميگذارم. حتي ممكن است تا جايي بروم كه با تصويب اكثريت پارلمان دست به تشكيل محاكم انقلابي زده، روزي صدها تبهكار را از هر طبقه به موجب حكم خشك و بي شفقت قانون قرين تيرهروزي سازم. به عموم اخطار ميكنم كه دوره عصيان سپري شده و روز اطاعت از اوامر و نواهي حكومت فرا رسيده است. كشتيبان را سياستي دگر آمد...».
در اين ميان، قوام مرتكب اشتباه ديگري هم شد و آن تصميم به توقيف آيتالله كاشاني بود. اين تصميم در حالي بود كه هنوز مجلس منحل نشده بود و آيتالله كاشاني در سمت نمايندگي مجلس مصونيت داشت. اين اقدام قرار بود ۴ بعد ازظهر ۲۹ تير ماه عملي شود، اما ساعتي قبل راديو لندن خبر توقيف را افشا كرد و بلافاصله از دربار پيغام رسيد كه از توقيف صرفنظر شود. به اين ترتيب پرده از كار قوام برافتاد و عجز و درماندگي او در مقابله با اوضاع بر همه روشن گشت.
در واكنش به معرفي قوام به عنوان نخستوزير و اعلاميه شديداللحن او، آيت الله كاشاني به مخالفت شديد با حكومت قوام پرداخت و مردم را به مبارزه دعوت كرد. آيت الله كاشاني طي اعلاميهاي خطاب به قوام چنين گفت: «احمد قوام بايد بداند در سرزميني كه مردم رنجديده آن پس از سالها رنج و تعب شانه از زير بار ديكتاتوري بيرون كشيدهاند، نبايد اختناق افكار عقايد را اعلام و مردم را به اعدام دستهجمعي تهديد نمايد. من صريحاً ميگويم كه بر عموم برادران مسلمان لازم است در راه اين جهاد كمر همت بربسته و براي آخرين مرتبه به صاحبان سياست استعماري ثابت كنند تلاش آنان در بدست آوردن قدرت و سيطره گذشته محال است و ملت مسلمان ايران به هيچيك از بيگانگان اجازه نخواهد داد كه به دست مزدوران آزمايش شده، استقلال آنان پايمال و نام باعظمت و پرافتخاري كه ملت ايران در اثر مبارزه مقدس خود بدست آورده است، مبدل به ذلت و سرشكستگي شود».

اعلاميه آيت الله حاج سيد ابوالقاسم كاشاني در حمايت و پشتيباني از مصدق و مخالفت با دولت قوام كه در شماره فوقالعاده روزنامه مهر ميهن ارگان مجمع مسلمانان مجاهد انتشار يافت.
اعلاميه آيت الله حاج سيد ابوالقاسم كاشاني در حمايت و پشتيباني از مصدق و مخالفت با دولت قوام كه در شماره فوقالعاده روزنامه مهر ميهن ارگان مجمع مسلمانان مجاهد انتشار يافت.
آيتالله كاشاني سپس در مصاحبه با خبرنگاران داخلي و خارجي صراحتاً اعلام كرد: «اگر قوام ظرف ۴۸ ساعت نرود اعلام جهاد خواهم كرد و شخصاً كفنپوشيده پيشاپيش مردم به مبارزه خواهم پرداخت.»
ايشان همچنين اعلاميهاي خطاب به افسران ارتش و سربازان انتشار داد و از آنان خواست كه به روي برادران خود اسلحه نكشند. در پي صدور اعلاميه آيتالله كاشاني، اعلاميه ديگري نيز از سوي نهضت ملي خطاب به سربازان و افسران ارتش و نيروهاي انتظامي صادر گرديد.
پس از اين موضعگيري قاطع آيتالله كاشاني و تعطيل بازار و مغازهها، رفته رفته كارخانهها و تجارتخانهها تعطيل كردند و در خيابانهاي اصلي شهر و ميدان بهارستان تظاهرات به راه افتاد و مردم شعار مرگ بر قوام و زنده باد مصدق سر دادند. در پايان 29 تير مردم آمادگي زيادي پيدا كرده بودند تا روز بعد در برابر قدرت دربار و قوام به مقابله برخيزند. دولت براي مقابله با مخالفتهاي مردمي دستورات اكيدي به نيروهاي شهرباني و ارتش صادر كرد ولي با وجود سركوب شديد، نارضايتي مردمي از دولت قوام و حمايت از دكتر مصدق به اوج خود رسيد. اعتصابات، تظاهرات خياباني و درگيريهاي مردمي با پليس و ارتش گسترش يافت و با اعلام تعطيلي روز سيام تير از سوي گروهها، احزاب، جمعيتهاي ديني و سياسي هوادار دكتر مصدق، درگيري به اوج رسيد.
در روز 30 تير اقشار مختلف مردم و گروههاي سياسي در ميادين و خيابانهاي تهران به حمايت از دكتر مصدق به تظاهرات پرداختند. در اين تظاهرات كه به درگيري شديد ميان نيروهاي نظامي و مردم منجر گرديد عدهاي شهيد و مجروح شدند. سرلشكر وثوق فرمانده ژاندارمري نيز كفنپوشان باختران، همدان و قزوين را در كاروانسرا سنگي به گلوله بست و از حركت آنان به تهران جلوگيري كرد.

گزارش شهرباني كل كشور از تعطيلي بازار، ابراز احساسات و تجمع مردم شهرهاي مختلف كشور و از جمله قزوين در واكنش به سقوط دولت قوام در عصر روز سيام تير ۱۳۳۱
نمايندگان دولت و شاه با عجله به ملاقات آيت الله كاشاني رفتند تا ايشان را به آرام كردن مردم راضي كنند. اما وي با صراحت درخواست آنان را رد كرده و تاكيد كرد كه اگر قوام كنار نرود، اعلام جهاد خواهد كرد. با ناكامي تلاش دربار براي متقاعد ساختن كاشاني به آرام ساختن خيزش مردمي، شاه كه به دنبال ملاقات عدهاي از نمايندگان مجلس شورا و بيان خطر سقوط رژيم پهلوي، به شدت به وحشت افتاده بود عصر سيام تير، قوام را از نخستوزيري معزول و فرداري آنروز نيز فرمان نخستوزيري مصدق را مجدداً صادر نمود. بدين صورت جنبش مردمي توانست با حمايت از دكتر مصدق دولت مورد درخواست خود را تعيين كند.
از شگفتيهاي تاريخ آن كه، شب سيام تير و در لحظاتي كه مردم ايران جشن پيروزي برپا كرده بودند، ديوان لاهه راي خود را به نفع ايران صادر كرد. در اعلاميه ديوان لاهه آمده بود كه؛ در رسيدگي به اختلاف ايران و انگليس در مورد مساله نفت صلاحيت ندارد و به اين ترتيب آخرين تلاش دولت استعمارگر انگليس براي لغو مصوبه مجلس شوراي ملي در ملي كردن صنعت نفت ايران ناكام ماند.
نثار گل بر مزار شهداي قيام سي تير سال ۱۳۳۱ در ابنبابويه.
دکتر مصدق نیز وصیت کرده بود که در کنار آنان دفن شود ولی با مخالفت شاه این کار انجام نشد
دكتر مصدق به مناسبت تجليل از شهداي روز سي تير كليه ادارات دولتي را تعطيل عمومي نمود و مجلس قيام سي تير را «قيام ملي» و شهداي آن روز را «شهداي ملي» ناميد. قيام سي تير و رأي ديوان لاهه به منزله شكست انگليس در ايران تلقي شد و تجربه اين قيام نشانه همبستگي ملي و پيروزي مردم بر استبداد و استعمار بود.


