تبليغاتX
قـُقـنــوس - واکاوی دو سند تاریخی؛ كمبود و گراني نان در قزوين پيش از مشروطه

در دوران پيش از مشروطه، مساله نان و كمبود و گراني آن همواره به عنوان يكي از مشكلات اصلي و مهم مردم قزوين به شمار مي‌رفته است.

از سال ۱۲۸۷ ق ، كه حكومت قزوين با محمدرحيم خان علاء‌الدوله اميرنظام از بزرگان قاجار دولو بود (۱) سندي در سازمان اسناد و كتابخانه ملي ايران موجود است كه در آن عوارض خشكسالي در قزوين، از بين رفتن محصولات، گران شدن نان، درگيري مردم با نانواها، ادامه سربازگيري و اخذ غله ديواني از رعايا، گزارش شده است.

در اين سند آمده است كه ميرزا‌رسول نامي، به علت آنكه از شغل خود معزول شده بود، چند نفر از سادات را تحريك كرد تا با نانواها و حكومت درگير شوند كه چون پاي سادات در ميان بود، حكومت با محرك جريان نيز نتوانست كاري بكند. براي آشنايي با اوضاع و احوال قزوين در آن سالها، اين سند را بخوانيد؛

[سند شماره ۲۹۵۰۰۲۸۴۸ ، مربوط به سال ۱۲۸۷ ق]
هو

حالت قزوين امسال خوب نيست؛ از بي‌آبي، آسياهائي [آسيابهايي]، كه در اطراف شهر است، از كار افتاده. اكثر حمامها بسته شده. مردم بسيار مشوش هستند. حاصل انگور قزوين نافايده‌تر از زراعت آنها بود. همه ساله از خارجه تجار با تنخواه (۲) زياد براي خريد مويز (۳) مي‌آمدند؛ امسال، علاوه بر خشكسالي، سرماي بيموقعي شد؛ تمام باغستان[ها] را به كلي سرما زد كه هيچ انگور ندارد. زراعت قزوين سه قسم است: آنچه كه ديمي است، دست برنداشته‌اند. آنچه كه از آب رود است، به قدر تخم و بعضي دهات، كه سرآب بوده‌اند، بيشتر دارند. آنچه از آب قنات است، خوب است بلكه بهتر از بعضي سالهاست. غلام خانه‌زاد به اجزاي حكومت مؤكداً نوشت كه نگذارند رعيت يك من به انبار ببرد تا مال ديوان را تحويل ندهد؛ در همان سرخرمن تمام غله اربابي است تماماً را شهر آورده در عمارت ديواني انبار كنند. حسب‌الامر نوشت ديوانخانه قرار بدهند و اسامي اشخاص، كه مامور اين خدمت خواهند بود، بنويسند كه عرضه دارد. نان در شهر قزوين خرواري چهارتومان است؛ در بلوكات گران‌تر از شهر است. ميرزا رسول در تعدي به رعيت خود بسيار جري بود و خيلي از نقد و جنس ديوان تفريط به مصرف خود رسانده، او را تغيير داد. بعد از عزل او، از دارالخلافه هم خيلي اميدواري به او داده بودند. به چندنفر سادات محرك شد كه با خبازها نزاعي كرده و چند نفر زن و مرد سادات را به حكومت فرستاندند كه نان نيست و ما گرسنه‌ايم. اجزاي حكومت آنها را ساكت كرده روانه داشتند. تفضيل را نوشته، چون دپاي سادات در ميان بود، خانه‌زاد نوشت به هيچ‌وجه به محرك و باعث پاپي نشوند. ميرزا رسول از عمل خود بيشتر مشوش شد به طهران آمد كه شب در خانه نواب نايب‌السلطنه بست نشده [نشسته]، حاجي شهاب‌الملك را شفيع نموده، نزد خانه‌زاد آمده. نصرت‌الدوله با خانه‌زاد بناي مهرباني و خصوصيت گذاشته. اين غلام هم، چون بجز آسودگي رعيت و نظم خدمت محوله مقصودي نداشت، تمكين كرده است. مؤكداً در زود گرفتن سرباز عرض اخراجي و انتظام كار افواج تاكيد لازم نمود. (۴)

ققنوس/ بازار قزوين/ دوران عهد

بازار قزوین، راسته کهنه فروش‌ها، دوران قاجاریه

در تصویر بخشی از مسجد سلطانی (نبی) مشخص است

در سال ۱۲۸۸ ق نيز خشكسالي و قحطي شديد ديگري در شهر و مناطق قزوين رخ داد كه در اثر آن، عده زيادي از مردم به علت كمبود نان و آذوقه از بين رفتند. اين سال به نام سال «مجاعه» (۵) در قزوين معروف شد. (۶) از خشكسالي وقحطي و كمبود نان در اين سال سندي در سازمان اسناد و كتابخانه ملي ايران موجود است كه گزارش گرسنگي مردم و تحصن آنان در تلگرافخانه قزوين را روايت مي‌كند:

[سند شماره ۲۹۵۰۰۰۲۶۵ ، مربوط به سال ۱۲۸۸ ق]
قزوين، روزنامه؛

الان قريب هزار نفر در بقعه امامزاده اسمعيل بست هستند و قريب پانصد نفر از مرد و زن و بچه از گرسنگي، در پاي تلگرافخانه حاضرند كه امروز نان به آنها نرسيده و از گرسنگي فرياد و آه و ناله مي‌كنند. و نانواها جميعاً دكانها را بسته؛ چند دكاني باز است، آن هم ساعتي چهار پنج نان درمي‌آيد؛ اگر هست آن‌هم از همه چيز در ميانش پيدا مي‌شود. متصل فرياد مي‌كنند از گرسنگي و همه عرضشان اين است كه بچه‌ها همه از دست رفته نزديك است هلاك شوند. وزير و نايب‌الحكومه هم به فرياد ماها نمي‌رسند و حكمشان را كسي نمي‌خواند. (۷) در انبارهاي قزوين غله زياد است و كسي حكم‌كن به انباردارها نيست و از پاي تلگرافخانه مي‌گويند: «نمي‌رويم تا از طهران حكم منظم نان نشود». از حاكم كاري ساخته نمي‌شود. (۸)

پی نوشت:
۱- پرويز ورجاوند، سيماي تاريخ و فرهنگ قزوين، تهران، نشرني، ۱۳۷۷، ج۱، صص ۳۱۲ و ۳۱۳
۲- تنخواه: سرمايه، پول نقد و مال
۳- مويز: نوعي كشمش
۴- سازمان اسناد و كتابخانه ملي ايران، سند شماره ۲۹۵۰۰۲۸۴۸
۵- مجاعه: سال قحطي و گراني ارزاق
۶- پرويز ورجاوند، همان، ج ۱ صص ۷۶ و ۷۷
۷- در اصل: «نمي‌خوآند»
۸- سازمان اسناد و كتابخانه ملي ايران، سند شماره ۲۹۵۰۰۰۲۶۵

به قلم محمدحسن سليمانی (خیارجی) - بیست و یکم خرداد 1388 | لینک ثابت |