تبليغاتX
قـُقـنــوس - دروازه‌هاي بهشت

اگر تا دم‌دم‌هاي غروب خودت را به شهر مي‌رساندي، مي‌توانستي وارد شوي، وگرنه بايد همان بيرون شهر و پشت دروازه‌هاي بسته مي‌ماندي و شب را با ترس حمله دزدان و حرامي‌ها صبح مي‌کردي!

یا اگر دلت مي‌آمد ـ که بايد مي‌آمد ـ سرکيسه را شل و دروازه‌بانان را با سکه‌هاي زرد‌رنگ راضي مي‌کردي تا در را باز کنند و به تو اجازه ورود بدهند. به هر حال در روزگاري که براي محافظت از شهر در مقابل مهاجمان و ياغي‌ها، دور تا دور شهر را برج و باروهاي مرتفع و خندق‌هاي عميق گرفته بودند و دروازه‌ها تنها ورودي‌هاي شهر به حساب مي‌آمدند، دروازه‌ها از بعد از اذان صبح تا 2، 3 ساعت بعد از غروب آفتاب باز بودند و تو بايد به موقع خودت را مي‌رساندي تا بتواني از زير طاق‌هاي کاشي‌کاري شده آنها عبور كني.

دروازه پنبه ريسه قزوين

دروازه مغلواك (همدان) كه امروز ديگر اثري از آن نيست /سال ۱۹۱۶ ميلادي

در گذار تاريخ، آب، همواره آباداني آفريده است و امنيت، بقا و دوام اين آباداني را تضمين ساخته است. ساكنان آبادي‌ها براي آن‌كه امنيت خود را فراهم سازند و از گزند دشمنان، حراميان و دزدان در امان بمانند؛ چاره‌اي جز آن نداشته‌اند كه پيرامون شهر خود حصارهاي مستحكمي بنا نهند و با برپاداشتن برج‌ها و باروهاي فراوان در جاي جاي اين حصار، به پاسداري از خود همت گمارند و در اين ميان بر سر راه‌هاي منتهي به شهر خويش، دروازه‌هايي قرار دهند كه با بستن آن‌ها در شب‌هنگام، امنيت و آرامش فكري خود را دوچندان سازند.

وجود حصارها و به طبع آن دروازه‌هاي متعدد در شهري كه از چهارسوي آن راه‌هاي فراواني به ولايات و ايالات مختلف قرار داشته است، علاوه بر ايجاد امنيت براي ساكنان آن شهر، فرصتي را براي اخذ عوارض از تازه‌واردين و مسافران براي تامين هزينه عمران و آباداني شهر فراهم مي‌آورده است.

 دروازه راه ‌ري قزوين

بازرسي از يك خودروي ورودي به شهر در دروازه راري (راه ري) / سال ۱۹۱۶ ميلادي

موقعيت استراتژيك قزوين از ديرباز، وجود حصارهاي مستحكم، برج و باروهاي بلند و دروازه‌هاي متعدد را براي اين شهر ضرورتي اجتناب‌ناپذير ساخته بود. لسترنج در «جغرافياي طبيعي» در مورد موقعيت سوق‌الجيشي قزوين مي‌نويسد: «... قزوين مهم‌ترين قلعه مسلمين در مقابل كفار سرسخت بود [منظور او اهالي ولايت ديلم بوده است] و به ‌وسيله ساخلوي نيرومندي از مسلمانان نگهباني مي‌شد...»

اين در حالي است كه؛ آثار متعدد برجاي مانده در تاريخ از جمله سفرنامه‌هاي؛ ناصر خسرو، استخري، ابن‌خردادبه، ياقوت حموي و ... كه همگي مربوط به دوره‌ي پيش از حمله مغولان به سرزمين ايران مي‌باشند، وجود حصارهاي مستحكم پيرامون قزوين را تاييد مي‌كنند.

ناصر‌خسرو در سفرنامه‌اش مي‌نويسد: «پنجم محرم سنه‌ي ثمان و ثلثين و اربعمائه (432 ه. ق) به جانب قزوين روانه شدم... نهم محرم به قزوين رسيدم. قزوين را شهري نيكو ديدم. بارويي حصين و كنگره به او نهاده و بازهايي خوب، مگر آن‌كه آب در وي اندك بود...».

دروازه درب‌كوشك (راه كوشك) قزوين

دروازه درب‌كوشك (راه كوشك) / سال ۱۹۱۶ ميلادي

دروازه درب‌كوشك (راه كوشك) قزوين

دروازه درب‌كوشك (راه كوشك) / سال ۱۳۴۸ خورشيدي

آن‌گونه كه در يافته‌هاي تاريخي به دست مي‌آيد؛ دروازه‌ها از نظر محل احداث‌شان به 2 دسته تقسيم مي‌شدند؛ دروازه‌هاي بيروني که در حصار شهر قرار داشتند و دروازه‌هاي داخلي که درون حصار شهر جا داشتند و ورودي کاخ‌ها يا بناهاي حکومتي بودند    .

ابن حوقل در قرن چهارم در اين باره در كتاب «صوره‌الارض»، ترجمه دكتر جعفر شعار مي‌نويسد: «قزوين شهري است داراي بارو و داخل قزوين، شهرچه‌اي است كه آن‌هم داراي بارو مي‌باشد و شهرچه‌اي كه داخل قزوين است دو مسجد دارد...».

صاحب تدوين نيز كه در قرن چهارم از قزوين عبور كرده، مشاهداتش را اين‌گونه نگاشته است: «حصار قزوين بر سه شهر احاطه داشت و محال ديگر كه موسي‌ابن بوقا غلام معتصم به سال 256 ه. ق بنا كرد و مال فراواني برآن صرف نمود. ديدم به خط يكي از اولاد عجل كه برج‌هاي حصار قزوين جز برج معروف به «كاهدان» 205 عدد بود و... ليكن چندين بار دستخوش ويراني شده از نو بنياد گرديده...».

محمد قزويني نيز در جلد دوم كتاب خود با ترسيم نقشه تقريبي قزوين تاكيد كرده است كه؛ «دور شهر حصارهايي با يك مركز مشترك به گرد يك‌ديگر وجود دارد، دايره داخلي شهرستان است و خود شهر باصطلاح «قزوين المدينه العظمي» محيط بر شهرستان است...».

 دهانه مركزي دروازه پنبه ريسه كه امروز ديگر اثري از آن نيست /سال ۱۹۱۶ ميلادي

دروازه پنبه ريسه قزوين 

دروازه پنبه ريسه كه امروز ديگر اثري از آن نيست /سال ۱۹۱۶ ميلادي

با حمله مغولان به سرزمين ايران، در جريان تصرف قزوين، با ددمنشي سپاه غارتگر مغول، شهر به ويرانه‌اي بدل گشت و از حصارهاي مستحكم و برج‌هاي بلند و دروازه‌هاي متعدد آن چيز چنداني برجاي نماند. آن‌گونه كه در جستارهاي مرحوم يحيي شهيدي در اثر «حصار و دروازه‌هاي قزوين» برمي‌آيد: «قزوين از حمله مغول تا زمان صفويه برج و باروي كامل و معموري نداشته است». اين نظر را تاورنيه، سياح فرانسوي كه در سال 1043 ه. ق مطابق با 1632 ميلادي از قزوين گذشته نيز تاييد مي‌كند كه؛ «.... اين شهر ديوار و بارو ندارد».

با انتقال پايتخت حاكمان صفوي به قزوين، بار ديگر حصار و دروازه‌هاي گذشته احياء گرديد و شكوه و عظمت گذشته به اين شهر كهن بازگشت. هرچند اين وضعيت چندان نپاييد. زنده‌ياد سرهنگ گلريز، مولف «مينودر» در اين باره نوشته است: «در زمان شاه‌ طهماسب صفوي كه قزوين به عنوان پايتخت اين سلسله انتخاب گرديد توجه شاياني به آن شد و دوباره حصار و دروازه‌هاي آن احياء گرديد. با انقراض، صفويه در عهد افشاريه و زنديه به علت جنگ‌هاي طولاني و درگيري‌هاي منطقه‌اي، بار ديگر برج و بارو و دروازه‌هاي شهر به ويراني كشيده شد و در عهد حكومت فتحعلي‌شاه قاجار بود كه تعميراتي در اين‌ها به عمل آمده است.»

دروازه تهران قديم قزوين

دروازه تهران (تهران قديم) / سال ۱۹۱۶ ميلادي

قزوين در دوره‌اي كه پايتخت حاكمان صفوي بوده است به‌جز دروازه‌هاي شهري، چند دروازه ديگر هم داشت که فقط حدود کاخ‌هاي سلطنتي و حريم شاهي را از قسمت‌هاي ديگر شهر جدا مي‌کردند. هر بار که شاه تصميم مي‌گرفت وارد شهر شود، از زير يکي از اين دروازه‌ها عبور مي‌کرد. و در اين ميان، دروازه‌هاي ورودي شهر معمولاً دو نوع مامور داشتند؛ مامور اخذ عوارض و مامور تفتيش کالا. عايدات دروازه‌ها همه ساله از طريق مزايده به يک نفر اجاره داده مي‌شد. برنده مزايده هم که معمولا يکي از دولتيان و منسوبان آنها بود و هر دروازه را به صورت جدا اجاره مي‌داد. 

دروازه تهران قديم قزوين

دروازه تهران (تهران قديم) / سال ۱۳۴۸ خورشيدي

با ورود توپ و اسلحه‌هاي آتشين، ديگر حصارهاي شهري و دروازه‌ها، اهميت دفاعي‌شان را از دست دادند و تنها مانعي بودند براي توسعه شهري. از اين به بعد هر جا که حصارها مانع توسعه بودند، برداشته شدند و بسياري ديگر هم بر اثر عوامل جوي تخريب شدند و قزوين نيز كه روزگاري «شهر دروازه‌هايش» مي‌خواندند و حصارها و باروهايش، زبانزد عام و خاص بود از اين وضعيت به دور نبود. سال‌هايي كه سلسله قاجار آرام آرام از مسند حكومت دور مي‌شد با توسعه قزوين از شمال و شرق، حصارهاي مستحكم به سرعت تخريب شدند و به هر بهانه‌اي دروازه‌اي كه يادآور خاطره‌هاي فراوان از عظمت و شكوه تاريخ اين ديار بود، تخريب گرديد.

دروازه تخريب شده شيخ‌آباد قزوين

آثار به جاي مانده از دروازه شيخ‌آباد به دنبال تخريب آن / سال ۱۳۴۸ خورشيدي

امروز كجاست آن حصارها و برج و باروهاي مستحكم و بلند. در كدامين نقطه از اين شهر مي‌بايست سراغي از دروازه‌هاي زيباي مغلواك، راه‌ري، پنبه‌ريسه، شيخ‌آباد و ... را به جستجو بنشينيم كه مردمان ما امروز ديگر حتي نامي از آن‌ها را بر حافظه خود ندارند. چه بر ما رفت كه به نام توسعه، نشاني‌هاي افتخار و شكوه تاريخ سرزمين خويش را به به نيستي كشانيديم.

 

به قلم محمدحسن سليمانی (خیارجی) - بیست و سوم اسفند 1386 | لینک ثابت |