ميان ماندن و رفتن حکايتي کرديم
که آشکارا در پردهي کنايت رفت.
مجال ما همه اين تنگمايه بود و ، دريغ
که مايه خود همه در وجه اين حکايت رفت.
« احمد شاملو »
۴۷ سال از روزي دهشتناك كه آسمان آوار روستاييان بويينزهرا شد، ميگذرد. ساعت یازده صبح روز یازدهم شهریور 1341، زمین لرزه بسیار شدیدی که وسعت آن 2/7 در مقیاس ریشتر اعلام گرديد، بخش وسیعی از ایران را لرزاند. مرکز اصلی این زمین لرزه مهيب که تا آن هنگام در نوع خود در یک قرن اخیر منحصر به فرد بشمار میرفت، بویینزهرا (از توابع قزوین) بود. شدت زلزله و پيآمدهاي فاجعهبارش، آنچنان بود كه بيش از بیست و پنج هزار نفر از اهالي منطقه بويينزهرا کشته و دهها هزار نفر دیگر نیز زخمی و بیخانمان شدند. در این زمین لرزه که سرزمینی به وسعت چهل هزار کیلومتر مربع را در برميگرفت، بیش از یک صد و ده روستا نیز با خاک یکسان گردید.
عکسهایی که در این پست مشاهده میکنید گویای عمق درد و مصیبت جانکاهی است که بر مردم ما در این فاجعه ملی وارد آمده است. اين تصاوير بدیع توسط «پائول شواتزر»، خبرنگار عكاس مجله معروف «لايف» گرفته شده و نخستين باري است كه پس از ۴۷ سال از وقوع اين زلزله منتشر ميگردد.
ادامه مطلب

ضيافت فرماندهان نظامي انگليس و شوروی در قزوين تحت اشغال
از راست به چپ؛ ژنرال اسليم (فرمانده نيروهاي اشغالگر انگليسي در ناحيه مركزي ايران) - ژنرال واسيلي نوويكوف (فرمانده نيروهاي اشغالگر ارتش سرخ در ايران) و ژنرال آيزل وود (دستيار ارشد عملياتي اشغالگران انگليسي)
۱۳ سپتامبر ۱۹۴۱ - ۲۲ شهريور ۱۳۲۰ خورشيدي - گراند هتل قزوين (مقر فرماندهي ژنرال نوويكوف)
پينوشت:
* سوم شهريور ۱۳۲۰، ايران به اشغال نيروهاي نظامي روس و انگليس درآمد. نيروهاي شوروي از شمال و شرق و نيروهاي انگليس از جنوب و غرب، از زمين و هوا به ايران حمله كرده و بخشهاي وسيعي از كشور را به اشغال خود درآوردند. مقاله تحقيقيام در باره چگونگي اشغال ايران و پيآمدهاي آن با عنوان؛ قزوين در اشغال متفقين، را اينجا بخوانيد.
** سوم شهريور، دومين سالروز راهاندازي ققنوس است. سال ۸۶ كه اين امكان فراهم آمد تا به جرگه وبلاگنويسان بپيوندم شايد هرگز اين تصور را در ذهن هم نداشتم كه؛ روزي وبلاگم دوساله شود و بيش از ۴۰۰ پست از دستنوشتهها، نتايج تحقيقات و مقالاتم را از اين طريق در دنياي مجازي منتشر كنم. امروز خوشحالم كه از تريبون «ققنوس» توانستم بخشي از ناگفتهها، يا كمگفتههاي تاريخ معاصر را بازگو كنم و البته در اين ميان، دوستاني تازه در جمع وبلاگ نویسان بيابم. دوستان ارزشمند و فرهيختهاي كه از آنان درسهاي بسياري آموختهام. نميدانم تا کی همچنان در اين عرصه خواهم بود، اما فكر نميكنم به اين زوديها، ميدان را خالي كنم!
ادامه مطلب

