تبليغاتX
قـُقـنــوس

قيام سي تير سال ۱۳۳۱ را مي‌توان يكي از به ياد ماندني‌ترين رخدادهاي سياسي در تاريخ معاصر ايران برشمرد. رويدادي كه نتايج حاصل از آن گوياي پيروزي اراده مردم در مقابله با دربار و حاميان داخلي و خارجي آن بود. بي‌شك اين رخداد تنها نمونه‌اي است كه در آن شاه مجبور به تمكين از قانون اساسي گرديد و از اختياراتي كه برخلاف اصول مصرحه قانون اساسي در دست داشت، به دليل حضور مردم در صحنه و وحدت بين رهبران سياسي چشم‌پوشي كرد و در مقابل تصدي اداره وزارت جنگ از سوي دكتر محمد مصدق رويدادي استثنايي در دوران پهلوي به حساب مي‌آيد كه در هيچ برهه‌اي از حاكميت پهلوي تكرار نشده است. 

ققنوس/ مصدق در برابر خانه ملت

دكتر مصدق، نخست وزير در ميان مردم و در برابر مجلسي كه او "خانه ملت"‌اش ناميد

هر چند با قيام سي تير، يكپارچگي مردم و وحدت رهبران روحاني و سياسي نهضت ملي شدن نفت به نقطه اوج خود رسيد اما، اين وحدت و يكپارچگي ديري نپاييد و ايجاد شكاف بين رهبران نهضت و فرصت‌طلبي عناصري مشكوك كه به ياس و دلسردي در ميان مردم به عنوان عناصر كليدي بروز اين خيزش انجاميد زمينه رابراي تحقق كودتاي ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ فراهم آورد.


ادامه مطلب
به قلم محمدحسن سليمانی (خیارجی) - سی ام تیر 1388 | لینک ثابت |

غافلگیر شدم از اینکه ديدم؛ دوست اندیشمندم، سعید علیخانی، با نگارش پرده آخر!، سکانس پایانی وبلاگ زیبا و همیشه خواندنی‌اش، نون والقلم را رقم زده است. سعيد، حرف‌هايش در باره علت تعطيلي "نون والقلم" را خودش با خامه‌ي قلم توانمندش كه نشان از تيزهوشي، دورانديشي و تدبير اوست، زده است و طبعاً آدمي مثل من كه سال‌هاست با او در تحريريه تابان همراه و همكار بوده، و از دل‌نگراني‌ها و آنچه كه او با صراحت و ايهام و اشاره به آنها اشاره كرده، آگاه است، از وضعيتي كه صاحب قلم انديشمندي چون سعيد عليخاني را به جايي مي‌رساند كه، وبلاگش را به محاق تعطيلي بكشاند، چه مي‌تواند ابراز كند جز تاسفي عميق!

شايد مسيري كه سعيد برگزيده، روزي - نه چندان دور -  انتخاب بسياري ديگر از وبلاگ‌نويساني شود كه این روزها نفس‌هايشان به هزار و یک دلیل گفته و ناگفته به شماره افتاده است و روز به روز از شمار پُست‌هايشان كاسته مي‌شود...

ايمان دارم كه روزي، نون والقلم بازخواهد گشت و بار ديگر همه دوستاني كه با شخصيت وزين سعيد عليخاني، انديشه‌ها و باورهاي عالمانه‌اش، قرابتي دارند از دريچه رسانه مجازي او، به خوانش پست‌هاي خواندني و پرجاذبه‌اش خواهند نشست.

توفيق و سلامت سعيد، در مسافرتي كه در پيش دارد را از دادار حکیم و مهربان طلب دارم.

به قلم محمدحسن سليمانی (خیارجی) - بیست و پنجم تیر 1388 | لینک ثابت |

به کجا چنین شتابان؟
گون از نسیم پرسید
دل من گرفته زینجا
ز غبار این بیابان
هوس سفر نداری؟

همه آرزویم اما … چه کنم که بسته پایم
چه کنم که بسته پایم

به کجا چنین شتابان؟
به هر آن کجا که باشد،بجز این سرا، سرایم
سفرت به خیر اما
تو و دوستی خدا را

چو از این کویر وحشت، به سلامتی گذشتی
به شکوفه ها به باران
برسان سلام ما را
سلام ما را…

«دکتر شفیعی کدکنی»

به قلم محمدحسن سليمانی (خیارجی) - بیست و یکم تیر 1388 | لینک ثابت |

۱۳رجب مصادف است با سالروز میلاد امام على (ع) که برخى نویسندگان عرب او را «صداى عدالت انسانی» نامیده‌اند.  امیرالمومنین، مظهر اسم اعظم و نمونه انسان کامل است. او تنها شخصیت تاریخ است که به تعبیر امام خمینى‌(ره) الگوى همه اقشار جامعه و افتخار همگان است. عارفان، حکیمان، مومنان، فقیهان، قاضیان، ورزشکاران، سیاستمداران و خلاصه هرکس که مرتبتى براى خود قائل است على (ع) را مرشد و مراد خویش مى‌داند.

اندیشیدم در آستانه ولادت این انسان والا و بی‌همتا، چه بنویسم که حق مطلب را ادا کرده باشم. بنظرم آمد تا نامه‌ی بی‌مانند و یگانه او به "مالک اشتر نخعی"، هنگامی که حکمرانی سرزمین مصر را به او سپرد، یادآوری کنم. باشد که فرمان مولا به مالک، از دل "نهج البلاغه" بیرون آید و هماره آویزه گوش صاحبان قدرت گردد.

با تبریک سالگشت ولادت مظهر حق و عدالت، امام علی (ع)، متن کامل این نامه را تقدیم دوستان عزیزی می‌کنم که چونان همه‌ي آزادگان تاریخ بشریت، هماره دغدغه‌ی عدالت و عدالت‌خواهی دارند.

ادامه مطلب
به قلم محمدحسن سليمانی (خیارجی) - چهاردهم تیر 1388 | لینک ثابت |

ققنوس/ علامه محمد قزويني

زنده‌ياد علامه محمد قزويني (رديف اول - نشسته)

در زمان رضاشاه، مؤسسه‌اي به نام فرهنگستان۱ جهت وضع واژه‌هاي جديد و رايج ساختن آنها ميان مردم بوجود آمد. ترديدي نيست كه به علت پيشرفت‌هاي سريع در عرصه‌هاي مختلف به ويژه نفوذ و گسترش واژگان بيگانه در زبان فارسي، وجود چنين موسسه‌اي نه تنها لازم كه واجب نيز مي‌نمود، اما متأسفانه شماری افراد كم‌مايه در میان برخی صاحبان فضل در نخستين فرهنگستان ايران جاي گرفتند و قبل از هرچيز به دشمني با زبان عربي پرداختند. اینان به جای آنکه در مجموعه اقداماتی هدفمند، گام به گام به پالایش زبان فارسی از مجموعه واژهای بیگانه بپردازند و جایگزین متناسب و درخوری را برجای آنها بنشانند، تلاش کردند كه برخی واژه‌هاي نامأنوس را جايگزين واژه‌هاي عربي سازند. يكي از كساني كه به مخالفت با اين شيوة واژه‌سازي پرداخت "علامه محمد قزويني" بود.


ادامه مطلب
به قلم محمدحسن سليمانی (خیارجی) - یازدهم تیر 1388 | لینک ثابت |

از امان‌الله خان در افغانستان، رضاخان در ايران و آتاترك در تركيه به عنوان مهره‌هاي ترويج فرهنگ سكولار و اشاعة غربي‌گرايي در اين سه كشور ياد مي‌شود. امان‌الله خان 10 سال، آتاترك 18 سال و رضاخان 20 سال بر كشورهايشان حكومت كردند. حداقل 8 سال از اين سالها حكومتشان همزمان بود (1307- 1299) و در اين 8 سال، اقدامات فرهنگي فراواني به موازات يكديگر در كشورهاي خود به وجود آوردند.

امان‌الله خان در 1306 سفري طولاني و 6 ماهه به مصر، ايتاليا، هلند، بلژيك، فرانسه، سوئيس، آلمان، لهستان، روسيه، مصر و تركيه انجام داد. ‌او در همه اين مناطق الگوهاي فرهنگي كشورها را به خاطر سپرد و تلاش كرد تا حتي‌المقدور آنها را در افغانستان به نام «اصلاحات» به اجرا درآورد.

ققنوس/ امان‌اله‌خان پادشاه افغانستان در قزوين/

امان‌الله‌خان پادشاه افغانستان در كنار ملكه و تعدادي از همراهان به هنگام بازديد از قزوين در سفر به ايران در سال ۱۳۰۷ خورشيدي

امان‌الله خان در ادامه اين سفر روز 16 خرداد 1307 همراه با همسرش ملكه ثريا، از طريق روسيه وارد بندر انزلي شد. در اين بندر، از سوي تيمورتاش وزير دربار و جمعي از مقامات مملكتي مورد استقبال قرار گرفت. امان الله خان پس از بازدید از چند شهر شمالی و اقامت یک روزه در قزوین، روز 19 خرداد، به تهران رفت و به ديدار رضاشاه شتافت.


ادامه مطلب
به قلم محمدحسن سليمانی (خیارجی) - یکم تیر 1388 | لینک ثابت |