تبليغاتX
قـُقـنــوس

ققنوس/ بازار قزوين/ عهد قاجاريه

بازار قزوین، راسته کهنه فروش‌ها، دوران قاجاریه

در دوران پيش از مشروطه، مساله نان و كمبود و گراني آن همواره به عنوان يكي از مشكلات اصلي و مهم مردم قزوين به شمار مي‌رفته است.

از سال ۱۲۸۷ ق ، كه حكومت قزوين با محمدرحيم خان علاء‌الدوله اميرنظام از بزرگان قاجار دولو بود (۱) سندي در سازمان اسناد و كتابخانه ملي ايران موجود است كه در آن عوارض خشكسالي در قزوين، از بين رفتن محصولات، گران شدن نان، درگيري مردم با نانواها، ادامه سربازگيري و اخذ غله ديواني از رعايا، گزارش شده است.


ادامه مطلب
به قلم محمدحسن سليمانی (خیارجی) - بیست و یکم خرداد 1388 | لینک ثابت |

شراب تلخ می‌خواهم که مردافکن بود زورش
که تا یک دم بیاسایم ز دنیا و شر و شورش

سماط دهر دون پرور ندارد شهد آسایش
مذاق حرص و آز ای دل بشو از تلخ و از شورش

بیاور می که نتوان شد ز مکر آسمان ایمن
به لعب زهره ی چنگی و مریخ سلحشورش

کمند صید بهرامی بیفکن ، جام جم بردار
که من پیمودم این صحرا ، نه بهرام است و نه گورش

بیا تا در می صافیت راز دهر بنمایم
به شرط آن که ننمایی به کج طبعان دل کورش

نظر کردن به درویشان ، منافی بزرگی نیست
سلیمان با چنان حشمت نظرها بود با مورش

کمان ابروی جانان نمی‌پیچد سر از حافظ
ولیکن خنده می‌آید بدین بازوی بی زورش

حضرت لسان الغیب، حافظ شیرازی (علیه الرحمه)

به قلم محمدحسن سليمانی (خیارجی) - هفدهم خرداد 1388 | لینک ثابت |

امام خمینی برای من و نسل من که نوجوانی و جواني‌‌اش با آرمان‌هاي او شكل گرفته است تنها يك اسطوره ، يا يك مرجع ديني و حتي صرفاً يك رهبر انقلابي نبود كه؛  " در روزگار قحطی هر فریاد، در روزگار قحطی هر جنبش، فریاد روزگار ما بود ".*

او براي من و نسل من، پاياني بر سلطه ديرين بيگانه بر ايران زمين بود. او استقلالي را فرياد كرد كه پيش از آن تنها در لابه‌لاي تاريخ اين سرزمين، در قيام‌هاي به يغما رفته و نهضت‌هاي آزاديخواهانه بي‌فرجام، نامي و نشاني از آن يافته بوديم. فريادي كه پايان حاكميت بلامنازع امپرياليسم و كاپيتاليسم بر اين سرزمين را نويد مي‌داد.

امروز براي من، خميني، همان مسيح نجات‌بخشي است كه او را در آغازين سال‌هاي دهه پنجاه در كنكاش اعلاميه‌ها و نوارهايش شناختم، با انقلابش که بزرگترین حادثه قرن بيستم نام گرفت، همراه شدم و در دهه شصت با همه وجودم برای تحقق آرمان‌هايش كوشيدم‏، جنگيدم و ...


ادامه مطلب
به قلم محمدحسن سليمانی (خیارجی) - چهاردهم خرداد 1388 | لینک ثابت |

ققنوس/ ميرحسين موسوي در قزوين

ورود مهندس ميرحسين موسوي، نخست‌وزير به قزوين

پادگان لشكر ۱۶ زرهي - سال ۱۳۶۴

از چپ به راست: مهندس ميرحسين موسوي - حجت‌الاسلام عليخاني و مرحوم حاج يوسف فياضي

برای مشاهده مجموعه تصاویر، روي ادامه مطلب كليك كنيد.


ادامه مطلب
به قلم محمدحسن سليمانی (خیارجی) - هفتم خرداد 1388 | لینک ثابت |

فكر مي‌كنم سال ۶۶ بود كه اولين افكارسنجي را براي يافتن ديدگاه شهروندان در باره كانديداهاي نمايندگي مجلس سوم در قزوين انجام دادم. ۳۰۰ نفر از دوستان، آشنايان و فاميل كه داراي گرايش‌هاي مختلف و باورهاي متضاد بودند را انتخاب كردم و تلفني نظرشان را سوال كردم. آنچه به دست آمد كاملاً با آنچه كه در محافل رسمي از اقبال قطعي برخي كانديداها گفته مي‌شد متفاوت بود. خودم از نتيجه به دست آمده، غافلگير شده بودم. به ناچار گستره‌ي نظردهندگان را گسترش دادم و اين بار در ۱۵ نقطه از قزوين، سوالم را در پوشش‌هاي مختلف از ۲۰۰ نفر كه از اقشار مختلف بودند تكرار كردم، نتيجه همان بود كه در نظرسنجي تلفني به دست آورده بودم. جمع‌بندي افكار سنجي‌ام را همراه با تحليل مفصلي به تشكيلاتي كه در آن كار مي‌كردم دادم. فردايش مدير رده بالاتر احضارم كرد. به شدت نگران و مضطرب بود. شايد نگران موقعيت‌اش بود. نمي‌دانم ولي هرچه بود اصرار داشت كه از نوشتن اينگونه تحليل‌ها خودداري كنم چرا كه ممكن است هم موقعيت او را به خطر بياندازد و هم باعث جابجايي محل خدمت من شود...

۱۰ روز بعد، وقتي اولين صندوق‌هاي اخذ راي به فرمانداري رسيد، به عينه همساني آراء مردم با نتايج نظرسنجي‌ام را ديدم. هر چند ديگر در واحدي كه مديرش نگران جايگاه و موقعيت‌اش بود، نبودم!


ادامه مطلب
به قلم محمدحسن سليمانی (خیارجی) - یکم خرداد 1388 | لینک ثابت |