تبليغاتX
قـُقـنــوس

ثريا اسفندياري دومين همسر محمد‌رضا پهلوي بود که نزديك به هفت سال در دربار ایران دوام آورد. او پس از فوزيه و پيش از فرح در ايران عنوان ملكه را به خود اختصاص داده بود.

ثريا ، محمدرضا پهلوی، اشرف و شمس پهلوي

پس از طلاق فوزيه ـ نخستين همسر محمد‌رضا پهلوي كه خواهر ملك فاروق پادشاه مصر بود ـ در مهر 1327، شاه ايران درصدد يافتن همسر تازه‌اي براي خود بود اما او از ميان دهها دختري كه برايش در نظر گرفته بودند، هيچ يك را نمي‌پسنديد. تا اينكه حضور ثريا در اروپا و اوصافي كه از او بر مي‌شمردند، محمد‌رضا را بر آن داشت تا خواهرش شمس را براي ديدار ثريا به لندن بفرستد. شمس او را پسنديد و ترتيب ملاقات او با برادرش را در پاريس داد. محمد‌رضا نيز با ديدن ثريا، موافقت خود را براي ازدواج با او اعلام كرد. از آن پس موضوع ازدواج دوم محمد‌رضا، در ايران بر سر زبانها افتاد. ثريا به تهران آمد و در مجلسي خصوصي رسمآً از او خواستگاري شد.

برای مشاهده تصاویر بدیع و تازه انتشار یافته از ثریا اسفندیاری و مطالعه مقاله، ادامه مطلب را ببینید.


  • «آصف‌الدوله، حاكم تجددخواه قزوين» تازه‌ترين نوشته‌ام در باره‌ي تاريخ معاصر قزوين را اينجا در ستون «پرسه» هفته‌نامه تابان بخوانيد.
  • برای مطالعه متن سخنرانی مهندس میرحسین موسوی که به مناسبت 29بهمن،سي‌امين سالگرد اعلام موجوديت حزب جمهوري در همايش«شهيد بهشتي،تشکل و تحزب» ایراد شده است، اینجا را کلیک کنید.
  • بد نیست که بدانید؛ در ۲۹ بهمن سال ۱۲۹۹ قواي قزاق تحت فرماندهي رضاخان ميرپنج با حمايت انگليسي‌ها و براي عملي ساختن نقشه آنان از قزوين به سمت تهران به راه افتادند. از سوي احمد شاه نيز هيأتي عازم كرج شد تا از ورود قزاق‌ها به تهران جلوگيري كند.

ادامه مطلب
به قلم محمدحسن سليمانی (خیارجی) - بیست و نهم بهمن 1387 | لینک ثابت |

از جمله دغدغه‌هاي رضاشاه در سالهاي پاياني حكومتش، گزينش همسر براي وليعهد ايران بود. او براي حل اين مشكل بسياري از افراد را مورد مطالعه قرار داد. ولي اصرار وي بر اينكه وصلت بايد با خانواده‌اي پر جاه و جلال صورت پذيرد، دايره گزينش همسر را تنگ ساخته بود.

رضاشاه به ايران‌الملوك دختر بزرگ احمد شاه نظر داشت ولي كينه وي از قاجار از يكسو و مصوبه قانون اساسي كه تصريح كرده بود وليعهد ايران نبايد زاده مادري از طايفه قاجار باشد، سبب انصراف او از فرزند احمد شاه شد.

فوزيه ، رضاشاه ، ملكه نازلي ( مادر فوزيه ) و محمدرضاپهلوي - فروردین ۱۳۱۸ / تهران

در اين ميان، احمد راد وزير مختار ايران در قاهره كه از معتمدين رضاشاه بود به وي پيشنهاد كرد با خاندان سلطنتي ملك فاروق در مصر وصلت نمايد. او گزارشي از خواهران ملك فاروق پادشاه مصر را به انضمام تصويري از فوزيه براي رضاشاه فرستاد كه مورد پسند وي واقع شد. وزير مختار ايران در قاهره با رايزني‌هاي خود توانست نظر مساعد ملك فاروق را كسب كند و بدين‌ترتيب زمينه وصلت را فراهم سازد.


ادامه مطلب
به قلم محمدحسن سليمانی (خیارجی) - بیست و چهارم بهمن 1387 | لینک ثابت |

از «شکل‌گیری رنسانس» در قرون چهاردهم و پانزدهم میلادی که آغازگر دورانی از مخالفت گسترده با حاکمیت کلیسا و بروز انقلاب‌های عمیق علمی و تغییرات شگرف هنری در اروپا بود، تا «ظهور انقلابی به نام خدا در ایران» در سالهای انتهایی قرن بیستم، ماهیت وجودی همه خیزش‌های سیاسی و جنبش‌های مدني و اجتماعی، از «جنگ با خدا و نهادهای منتسب به ادیان الهی» سرچشمه گرفته است. نماد عینی این خیزش‌ها را باید در دوره‌ای از دگرگونی‎های اجتماعی، سیاسی در تاریخ سیاسی فرانسه در سالهای ۱۷۸۹ تا ۱۷۹۹ که انقلاب فرانسه شکل گرفت و به ایجاد پی‌آمدهای عمیق در کل اروپا منتهی شد، مورد بررسی قرار داد. انقلابی که یکی از چند انقلاب مادر در طول تاریخ جهان نام گرفته است.

با گسترش دامنه‌ي این تحولات، حدود يك قرن بعد، انقلاب روسیه در سال ۱۹۱۷ شکل گرفت. ایدئولوژی حاکم بر این انقلاب، نه فقط امپراطوری تزارها و نهادهای دینی مسیحیت، که یکسره اصل «دین» را آماج حملات سهمگین انديشه‌اي خود قرار داد. انقلابی که به‌زعم بسیاری از انديشمندان، چارچوبه‌های فکری انسان قرن بیستم را در محدوده‌ی اندیشه‌های مادیگرایانه می‌دید و البته در این اندیشه، «خدا» و «اندیشه های الهی و متافیزیک» به مثابه «افيون توده‌ها»، عامل بازدارنده براي برقراري كمون واحد و حكومت متحد پرولتاريا محسوب مي‌شد.


ادامه مطلب
به قلم محمدحسن سليمانی (خیارجی) - بیست و دوم بهمن 1387 | لینک ثابت |

همزمان با اوج‌گيري مبارزات مردمي عليه رژيم پهلوي، فرماندار نظامي قزوين در گزارشي كه هفدهم آبان‌ماه سال ۱۳۵۷ تحت عنوان ؛ «خطر توسعه جنگهاي خياباني در شهرستانهاي عمده» خطاب به تيمسار رياست ستاد بزرگ ارتشتاران ارسال مي‌دارد با تشريح آخرين وضعيت رژيم و فعاليت‌هاي رو به افزايش نيروهاي انقلابي، پيشنهاداتي را به منظور برون رفت از بحراني كه رژيم شاه با آن روبه‌رو گرديده بود و جلوگيري از پيروزي انقلاب اسلامي، ارايه مي‌كند.

اين سند تاريخي نويافته در عين حال كه گوياي عمق درماندگي نظاميان رژيم پهلوي براي مقابله با امواج توفنده انقلاب است، نشانگر شناخت بسيار اندك آنان نيز از واقعيت‌هاي جامعه آن روز و تحليل‌هاي سطحي از رهبري و نهادهاي خودجوش مردمي در مبارزه با رژيم پهلوي بوده است. تحليل هايي كه بايد آنها را در شكاف عميق بين حاكمان و توده‌هاي مردم و همچنين عدم شناخت رژيم نسبت به حقايق نهفته در زيرپوسته جامعه جستجو كرد.

مشروح اين سند را در ادامه مطلب بخوانيد.


  • مدتي است ستوني به نام «پرسه» را در هفته‌نامه تابان مي‌نويسم. «نامه‌ی تاریخی» آخرين مطلبي است كه در اين ستون نوشته‌ام. اگر خواستيد بخوانيد اينجا را كليك كنيد.
  • سيماي استاني قزوين چندي است به مناسبت سي‌امين سالگرد انقلاب، ويژه برنامه‌اي را با عنوان؛ بيست اتفاق پخش مي‌كند كه به بررسي سير مبارزات مردمي عليه رژيم پهلوي در اين شهر مي‌پردازد. گرچه نفس توليد و پخش چنين برنامه‌هايي آنهم به استناد اسناد برجاي مانده از سازمان‌هاي اطلاعاتي و انتظامي رژيم گذشته و با حضور مبارزان انقلاب براي آشنايي نسل‌هايي كه انقلاب را از نزديك لمس نكرده‌اند و تنها اطلاعات اندكي از آن دوران دارند، حركتي درخور ستايش است، اما اگر اين حركت با شتابزدگي، محدود ساختن منابع تحقيق، استفاده از چهره‌هايي ـ هرچند قابل احترام - كه در آن سالها در سن و سالي نبوده‌اند كه منهاي سال آخر انقلاب، حركت درخور توجه‌اي در جريان مبارزه انجام داده باشند آنهم در كنار چهره‌هايي كه سابقه مبارزه طولاني، فعاليت‌هاي سازمان‌يافته، دستگيري، شكنجه، زندان و تبعيد را در سوابق مبارزاتي خود دارند و ... همراه باشد قطعاً دچار اشكالاتي خواهد گرديد و نقدپذير است. اميدوارم كساني كه دستي در كار تحقيق، تهيه و توليد اينگونه برنامه‌ها دارند با جامع‌نگري و بسيط انديشي و البته فارغ از تمايلات سياسي، جناحي كه به حذف برخي چهره‌هاي انقلابي از اينگونه برنامه‌ها مي‌انجامد، طرحي نو درانداخته و كار ماندگاري را سامان دهند.

ادامه مطلب
به قلم محمدحسن سليمانی (خیارجی) - هفدهم بهمن 1387 | لینک ثابت |

۱۳بهمن ۸۷، هشتمين سالي است كه روح بلند پدرم از عالم خاكي پركشيد و در جوار رحمت واسعه حضرت دوست ماوا گرفت.

در اين هشت سال، هرسالي كه به ۱۳ بهمن رسيدم و به ساعت و دقيقه‌اي كه جسم رنجور و خسته‌ پدر براي هميشه آرام گرفت، مرور لحظات تلخ و شررناكي كه در كنار بسترش شاهد و ناظر خاموشي شمع وجودش و پرواز بي‌دغدغه و آرام روحش به ملكوت اعلي بودم، جان و روحم به التهاب كشيده مي‌شود.

براي مرحوم پدرم كه؛ نخستين معلم و استادم بود، خاضعانه از محضر حضرت دوست (جل جلاله الشريف) آمرزش و غفران الهي مي‌طلبم. خداوند متعال او را در جوار رحمت بيكرانه‌اش، با صاحب اين ايام، امام حسين‌بن علي (ع) محشور فرمايد.

به قلم محمدحسن سليمانی (خیارجی) - سیزدهم بهمن 1387 | لینک ثابت |

توزیع ۱۰۰ برگ اعلامیه کار سختی نبود که از پس اون برنیام. پیش از این چند باری بیشتر از اینا رو هم در مسیر مدرسه، پخش کرده بودم، چه برسد به ۱۰۰ تا اعلاميه! «علي» مي‌گفت با سن و سال تو، مامورا اصلاً بهت شك نمي‌كنن و همين حرف بدجوري شيرم مي‌كرد كه پيش از آنكه كلاس نوبت بعدازظهر مدرسه شروع بشه، در مسير هميشگي مدرسه، اعلاميه‌ها را تو خونه‌ها بيندازم.

از جلو سينما ايران در خيابان پيغمبريه پيچيدم توي كوچه برق. كوچه خلوتِ خلوت بود. سرظهري، اونم تو آبان‌ماه، پرنده پر نمي‌زد. اعلاميه‌ها را از قبل چارتا كرده بودم و زير كاپشنم گذاشته بودم. از خونه اول شروع كردم. اولين اعلاميه لاي در چوبي خونه‌ي قديمي جا خوش كرد.

تا مدرسه محسنيه، اعلاميه‌ رو لاي در خونه‌ها گذاشتم و به سرعت به سمت كارخانه برق برگشتم. حالا بايد مي‌رفتم سمت كوچه پنجه‌علي. مي‌دونستم از سركوچه پنچه‌علي، ماموراي ارتش كه جلوي مقر حكومت نظامي پست مي‌دادن، به همه كوچه ديد دارن.

* نوشته تازه‌ام با عنوان «ميرزا عبدالصمد عزالدوله، حاكم ۱۱ ساله قزوين» را اينجا (سايت هفته‌نامه تابان) بخوانيد.


ادامه مطلب
به قلم محمدحسن سليمانی (خیارجی) - یکم بهمن 1387 | لینک ثابت |