شايد كمتر كسي باشد كه بداند " امام موسيصدر " - شخصيت بيبديل ایرانی جهان اسلام كه مجلس اعلاي شيعيان لبنان را بنياد نهاد و با تاسيس جنبش امل، آغازگر مبارزات ضد صهيونيستي در جنوب لبنان بود - چهار دهه قبل، رمان "سووشون"* سيمين دانشور را به عربي ترجمه كرده است و روابط بسيار نزديكي با زندهياد جلال آل احمد داشته است. شخصيتي كه امروز، سيو يك سال پس از آنكه در سفر به ليبي ناپديد شد، همچنان كم شناخته باقيمانده است.
سيمين دانشور، نويسنده انديشمند معاصر در خاطراتش كه به مناسبت چهل و هشتمین سالمرگ "نیما یوشیج" در ويژه نامه گوهران (۱۳دی سال ۸۵) منتشر شده، يادي هم از امام موسيصدر کرده است. خواندنش خالی از لطف نیست؛

موسی صدر خیلی خوش تیپ بود. حالا لیبی (قذافی) یا گمش كرده یا كشتدش، نمیدونم. غروب بود. موسی صدر اومد، در زد. اون یكی از زیباترین مردهای دنیا بود. چشمهای خاكستری، درشت، زیبا. لباس آخوندیش هم شیك، از این سینه كفتریها. من در رو باز كردم. گفتم؛ ببینم! شما امامی، پیغمبری! تو حق نداری اینقدر خوشگل باشی! خندید. گفت: جلال هست؟ گفتم: آره، بیا تو. اومد تو. نیمام كه همیشه اینجا بود.
دیگه من نرسیدم چایی به نیما بدم. نیما تو خاطراتش نوشته كه؛ سیمین محو جلال امام موسی صدر شد و چایی ما رو خودش نداد و منم چایی نخوردم. موسی صدر سه چهار روز اینجا موند. نیما خیلی حسودیش شد. نیما خیلی وسواسی بود. باید چایی رو خودم میریختم. تفاله نداشته باشه. سرش هم اینقد خالی باشه. خودمم میدادم بهش. من محو جمال صدر شدم. خیلی زیبا بود. بعد سه چهار روز موند و بعد ما رفتیم قم. او رییس نهضت امل در لبنان بود. سووشون رو او به عربی ترجمه كرد. آورده بود برامون. بعد ما رو به قم دعوت كرد كه دیگه بیرونی و اندرونی بود. ولی میدیدمش. شام و نهار اینا میدیدیمش.
* "سووشون" نام رمانی است از خانم دكتر سیمین دانشور که نویسنده در آن به زندگی فئودالی در زمان اشغال ایران توسط انگلیسیها پرداخته است.
اين مساله «دكترهايي با مدرك ديپلم!» ظاهراَ در كشور ما سابقهي طولاني دارد و تنها به ماجراي «كردانيسم» و این دوره و زمانه مربوط نمیشود. این سند جالب و البته عبرتانگيز برجای مانده از سازمان اطلاعات و امنيت رژيم پهلوي «ساواک» به خوبی گویای این واقعییت است.
گزارش اطلاعات داخلي
شماره: ۵۳۴/۳۰۰
تاريخ گزارش: ۲/۹/۴۴
موضوع: وزارت آموزش و پرورش
به طوري كه استحضار دارند اخيراً وزارت آموزش و پرورش مبادرت به بازنشسته نمودن اغلب معاونان و رؤساي ادارات تابعه آن وزارتخانه نموده و چون از طريق كارگزيني وزارت آموزش و پرورش به سوابق دكتر بيرجندي معاون سابق كه مشمول قانون بازنشستگي بوده مراجعه ميشود معلوم ميگردد كه شخص مورد بحث فاقد ليسانس و درجه دكترا بوده و فقط داراي مدرك ديپلم ششم است و بيجهت مشاراليه را دكتر خطاب ميكردهاند.
ادامه مطلب

گفتی: غزل بگو! چه بگویم؟ مجال کو؟
شیرین من، برای غزل شور و حال کو؟
پر می زند دلم به هوای غزل، ولی
گیرم هوای پر زدنم هست، بال کو؟
گیرم به فال نیک بگیرم بهار را
چشم و دلی برای تماشا و فال کو؟
تقویم چارفصل دلم را ورق زدم
آن برگهای سبزِِ سرآغاز سال کو؟
رفتیم و پرسش دل ما بی جواب ماند
حال سؤال و حوصله قیل و قال کو؟
«قیصر امین پور»
عکس از: سید محسن سجادی
«اگر اجباری كه به زنده ماندن دارم نبود، خود را در برابر دانشگاه آتش میزدم، همانجایی كه بیست و دو سال پیش، «آذر» مان، در آتش بیداد سوخت، او را در پیش پای «نیكسون» قربانی كردند! این سه یار دبستانی كه هنوز مدرسه را ترك نگفته اند، هنوز از تحصیلشان فراغت نیافتهاند، نخواستند ـ همچون دیگران ـ كوپن نانی بگیرند و از پشت میز دانشگاه، به پشت پاچال بازار بروند و سر در آخور خویش فرو برند. از آن سال، چندین دوره آمدند و كارشان را تمام كردند و رفتند، اما این سه تن ماندند تا هر كه را میآید، بیاموزند، هركه را میرود، سفارش كنند. آنها هرگز نمیروند، همیشه خواهند ماند، آنها «شهید» هستند. این «سه قطره خون» كه بر چهره دانشگاه ما، همچنان تازه و گرم است. كاشكي میتوانستم این سه آذر اهورايی را با تن خاكستر شدهام بپوشانم، تا در این سموم كه میوزد، نفسرند! اما نه، باید زنده بمانم و این سه آتش را در سینه نگاه دارم.»
استاد شهيد، دكترعلي شریعتى

ياد و نام مصطفي بزرگنيا - مهدي شريعترضوي و ناصر قندچي، سه دانشجوي دانشکده فني كه در ۱۶ آذرماه سال ۱۳۳۲ در جريان اعتراض دانشجويان دانشگاه تهران به سفر نيکسون، معاون رييس جمهور وقت ايالات متحده آمريکا به ايران و باز شدن مجدد سفارت انگليس، به دست چکمهپوشان رژیم پهلوی به شهادت رسيدند، هماره در تاريخ مبارزات جنبش اصيل دانشجويي خواهد درخشيد.

نمايندگان اولين دوره مجلس شوراي ملي در مقابل عمارت بهارستان
سال ۱۲۸۵ خورشيدي
اولین دوره مجلس شوراي اسلامي در روز ۱۵ مهر سال ۱۲۸۵خورشيدي برابر با ۱۸ شعبان سال ۱۳۲۴ قمري با قرائت خطابه مظفرالدين شاه توسط نظامالملك در اتاق برليان عمارت گلستان آغاز بكار كرد و تا به توپ بسته شدنش در دوم تير ماه سال ۱۲۸۷ خورشيدي دایر بود.
پس از مرگ مظفرالدین شاه، محمد علی شاه در مخالفت با مجلسی که قرار بود اختیارات او را محدود کند در توطئهای اعلام داشت که پدرش در هنگام تصویب نظام مشروطیت بیمار بوده است و به این وسیله مستبدانه فرمان مشروطیت را باطل اعلام کرد. بسیاری از شاه زادگان و اعیان و تنی چند از روحانیان مثل اشرف الواعظین نیز مردم را علیه مجلس تحریک میکردند.
براي مطالعه متن كامل اين نوشتار روي ادامه مطلب كليك كنيد.
ادامه مطلب

هیات زایران و علمای قزوینی در مشهدالرضا (ع)
بیشتر افراد حاضر در این عکس از خاندان «تقوی» قزوین هستند.
هرچند در ذيل عكس زمان آن سال ۱۲۹۸ خورشيدي قيد شده است، ولی بنظر میرسد عكس مربوط به اواخر دوران حاكميت رضاخان باشد.
عکس از مجموعه شخصی محمد درافشانی

نمایی از ساختمان مجلس شورای ملی / سال ۱۳۱۷ خورشیدی
براي مطالعه متن كامل اين نوشتار روي ادامه مطلب كليك كنيد.
در دهم آذر ماه سال ۱۲۹۰ خورشيدي به دنبال ردّ اولتيماتوم روسيه توسط مجلس شوراي ملي، نظاميان متجاوز روس که در رشت و تبريز مستقر بودند وارد قزوين شدند.
ادامه مطلب

وينستون چرچيل نخستوزير انگليس، فرانكلين روزولت رييس جمهور آمريكاو ژوزف استالين رييس جمهور شوروي در تهران
روز ششم آذر ۱۳۲۲ و در بحبوحه جنگ دوم جهاني، تهران ميزبان رهبران سه كشور متفقين يعني فرانكلين روزولت رييس جمهور آمريكا، وينستون چرچيل نخستوزير انگليس و ژوزف استالين رييس جمهور شوروي بود. اين سه كشور در سالهاي جنگ دوم جهاني سه كنفرانس مهم در تهران، يالتا و پوتسدام تشكيل دادند و در آنها ضمن طرح نقشههاي جنگي و استراتژي نظامي خود درباره شرائط بينالمللي و اوضاع جهان بعد از پايان جنگ و همچنين تقسيم ممالك جهان به مناطق نفوذ، به توافقهايي رسيدند. قسمتي از اين توافقها و قول و قرارها پس از پايان جنگ جامه عمل پوشيد و برخي ديگر موجب بروز اختلاف و سؤتعبيرهائي شد كه اساس اختلافات سياسي طرفين و آغاز جنگ سرد و تقسيم جهان به دو بلوك شرق و غرب بود. كنفرانس تهران كه در چهارمين سال جنگ دوم جهاني تشكيل شد تمام وقت خود را صرف طرح نقشههاي جنگي و مراحل بعدي نبرد تا شكست كامل آلمان نمود و حل مسائل مربوط به بعد از حصول پيروزي را به كنفرانس ديگري موكول نمود.
ادامه مطلب

عوامل شعبان جعفري (شعبون بيمخ) به دستور او سر يكي از مخالفين را ميتراشند!
سال ۱۳۳۲ / تهران
منبع سند: موسسه مطالعات و پژوهشهاي سياسي
برای شناخت بیشتر از زندگی و سوابق شعبان جعفری، از بازیگران اصلي كودتاي ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، اينجا را كليك كنيد.
تاملی بر کتاب خاطرات شعبان جعفری اثر هما سرشار (روی جمله کلیک کنید)

