تبليغاتX
قـُقـنــوس

محمدعلي ميرزا

محمدعلي ميرزا به هنگام تبعيد در بندر اودسا (روسيه)

محمدعلي شاه كوتاهترين سلطنت را در بين شاهان قاجار داشت. سي ماه و اندي. فرداي مرگ پدر، در ۳۵ سالگی به سلطنت رسيد. در ابتدا داعيه مشروطه خواهي داشت ولي اندكي بعد مشروطه اي را كه پدر اعطا كرده بود انكار كرد. جنگ مشروطه و استبداد در گرفت و مجلس به توپ بسته شد. طومار مشروطه درهم پيچيد و استبداد را حاكم كرد. البته استبداد از نوع صغيرش. چون او ظرفيت استبداد كبير را نداشت. ديكتاتوري 13 ماهه!

با ورود مجاهدين و مشروطه خواهان به تهران، وي كه تاب و توان نداشت به سفارت روس پناه برد. رايزني مشروطه خواهان براي دور كردن وي از ايران ثمر داد و روسيه كه خود را بر طبق عهدنامه گلستان پشتيبان اعقاب عباس ميرزا مي دانست پذيرفت كه ميزبان محمدعلي ميرزاي مخلوع باشد.

براي مطالعه متن كامل اين نوشتار روي ادامه مطلب كليك كنيد. 


ادامه مطلب
به قلم محمدحسن سليمانی (خیارجی) - بیست و هشتم آبان 1387 | لینک ثابت |

كاش يك شب بازمهمان دو چشمت می‌شدم / ريزه خوار مشرق خوان دو چشمت مي‌شدم
كـاش يك شب مي‌گذشتم از فراز چشم تو / گرم گلگشـت خـراسان دو چشمت مي‌شدم
كـاش يـك شب مي‌سرودم گنبد زرد تو را / فارغ از دنيا، غزلخوان دو چشمت مي‌شدم
كاش يك شب مينشستم بر ضريح چشم تو / بـاز هـم پـابـند پيمان دو چشمت مي‌شدم
صحن و ايوان تو را اى كاش جارو ميزدم / چـون كـبوترها نگهبان دو چشمت مي‌شدم
ضـامن آهـوست چشمان دو شهد روشنت / كـاش آهـوى بـيابان دو چشمت مي‌شدم
كاش يك شب معرفت مي‌چيدم از چشمان تو / غـرق در درياى عرفان دو چشمت مي‌شدم
كـاش يك شب مي‌شدم خيس نگـاه سبز تو / شـاهد اعـجاز بـاران دو چشمت مى‌شدم
كـاش يك شب مي‌شدم خيس نگـاه سبز تو/شـاهد اعـجاز بـاران دو چشمت مي‌شدم
كاش يك شب نور مينوشيدم از چشمان تو/مـي‌درخشيدم، چراغان دو چشمت مي‌شدم
سخت شيرين است طعم روشن چـشمان تو/كاش يك شب باز مهمان دو چشمت مى‌شدم

« زنده‌ياد  دكتر قيصر امين‌پور »

 

به قلم محمدحسن سليمانی (خیارجی) - نوزدهم آبان 1387 | لینک ثابت |

۱۲ آبان روزی به نام کهن شهر قزوين

12 آبان در تقویم سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی به نام روز «قزوين» ناميده شده است، اما با وجود این نام‌گذاری و تعميم اين روز به هفته‌ای به همين نام، همچنان صنعت گردشگری در اين شهر کهن که چند سالی است «پايلوت گردشگری آسيا» هم لقب گرفته، با رکود و سکون مواجه است. رکود و سکونی که نه تنها مسوولين سازمان ميراث فرهنگی و گردشگری بدان اذعان دارند بلكه در ميان ضعف آشکار فعاليت‌های تبليغی مسوولين ذيربط برای بازمعرفی داشته‌های غنی تاريخی و کهن فرهنگی سرزمين قزوين در اين هفته نيز خودنمايی می‌کند.

* پانوشت: تصاوير بالا كه روايت‌گونه‌اي مصور از برخي عکس‌هاي قديمي بناهاي تاريخي و نيز پاره‌اي رويدادهاي تاريخ معاصر قزوين است را پيش از اين در چند پست‌ ققنوس و يا نشريات محلی قزوين منتشر كرده‌ام. اين تصاوير در قالب پوستري كه دوست عزيز، مرتضي ملاعليها طراحي كرده، همزمان با «روز قزوين» در هفته‌نامه تابان هم کار شده است.

 

به قلم محمدحسن سليمانی (خیارجی) - دوازدهم آبان 1387 | لینک ثابت |

«قحطي بزرگ» عنوان اثر جديدي است كه توسط مؤسسه مطالعات و پژوهشهاي سياسي منتشر شده است. اين اثر، پژوهشي است كه به بررسي آثار و تبعات اقتصادي جنگ اول جهاني در ايران از جمله قحطي بزرگ سالهاي 1298 ـ 1296 پرداخته است.

«قحطي بزرگ» ترجمه‌اي است از پژوهش آقاي محمد‌قلي مجد، محقق ايراني مقيم آمريكا كه در آن كشور با عنوان ؛ «The Great Famine and Genocide in Persia 1917 -1919» چاپ و منتشر شده است.

وي پژوهش خود را زمينه قحطي بزرگ در ايران با تكيه بر اسناد و مدارك و گزارشهاي آرشيو وزارت خارجه آمريكا و نيز اخبار و اطلاعات و گزارشهاي موجود در روزنامه‌‌هاي آن دوره، به ويژه روزنامه‌هاي رعد و ايران و همچنين خاطرات افسران و فرماندهان انگليسي حاضر در ايران در زمان جنگ جهاني اول به پايان برده است.

در اين كتاب نقش مستقيم نيروهاي مداخله‌گر انگلستان و روسيه در ايجاد قحطي و مرگ و مير در ايران در فاصله سالهاي جنگ اول جهاني به طور مستند مورد بررسي قرار گرفته است.

به همه‌ي دوستان عزيز و علاقه‌مندان به تاريخ معاصر ايران توصيه مي‌كنم اگر برايشان ممكن بود با تهيه اين كتاب كه اثر تاريخي درخور توجه به شمار مي‌رود با بخشي كم گفته از واقعه‌ي تلخ قحطي در ايران در خلال جنگ جهاني اول آشنا شوند.

 

به قلم محمدحسن سليمانی (خیارجی) - دهم آبان 1387 | لینک ثابت |

دست‌نوشته‌ي منتشر نشده‌اي از احمد ميرزا‏، آخرين پادشاه سلسله قاجاريه

حضرت اشرف نايب السلطنه

انشاالله احوال شما خوب است ضمنا لازم دانستم این مطلب را که در روزنامه شرق نوشته‌اند بحضرت اشرف اطلاع بدهم كه بي‌اصل است [؛] ماه رمضان خواتين محترم به منزل من نيامدند كه بحالت رقص از فتح رحيمخان خبر بدهند و در اين ماه هم كسي نيامده [.] خيلي بنظر من قريب آمد هركس اين فضولي دروغ را نموده بايد عقب [تعقيب] كرد تا پيدا شود كه منبعد ازين [،] ازاين فضوالي‌ها نكنند [.] يقين دارم كه روزنامه شرق را ملاحظه نموديد [،] سابقاً در روزنامه نجات هم از اين بابت نوشت [نوشته] بودند ملاحظه كرديم [،] چون در اين خصوص حضرت اشرف مواخذه نكرديد شرق هم در اين بابت نوشت [.] حتماً اين شخص مفسد دروغ‌گو بايد پيدا شود كه منبعد جرايد‌هاي ديگر از اين چيزها ننويسند. احمد

پی نوشت: * حکايت غريبي دارد اين مطبوعات در ايران. از ابتدايي كه در عهد قاجاريه پاي جريده و روزنامه و ... به اين كشور باز شد و روزنامه اتفاقيه شكل گرفت تا بعدها كه همين سوغات غرب تحولاتي چون؛ مشروطه را به ارمغان آورد حاكمان قجري دل‌خوشي از مطبوعه‌چي جماعت نداشتند. بزعم آنان، اين جماعت، فضول‌باشي‌هايي بودند كه رازهاي مگو را برملا مي‌ساختند و اتفاقات اندروني‌ها را به عوام راپرت مي‌دادند و خواب آنان را آشفته‌تر از پيش مي‌ساختند.


ادامه مطلب
به قلم محمدحسن سليمانی (خیارجی) - هفتم آبان 1387 | لینک ثابت |

  

جدايي

من و تو کنون در پگاه سيری
در پگاه سردی
بذرها را چه کنيم
بذرها تشنه فرداها
طعمه طوفان‌ها
بذرها ميوه تابستان‌ها
بذرها بندی انبان نويد
بذرهايی که به دامن کرديم
با دو دست اميد
به که بسپاريم هنگام گذر

«طاهره صفار زاده»

روحش قرين رحمت الهي و نامش هماره در آسمان پرفروغ شعر و ادب پارسی مانا

 

به قلم محمدحسن سليمانی (خیارجی) - چهارم آبان 1387 | لینک ثابت |

ققنوس

طهران در دوران حکومت ناصرالدين شاه قاجار

سال ۱۲۵۰ خورشیدی/ 1290 قمری

پ ن: اين عكس قديمي‌ترين تصوير موجود از تهران در موسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران است.

 

به قلم محمدحسن سليمانی (خیارجی) - دوم آبان 1387 | لینک ثابت |