چند روزي نيستم . شايد دو سه هفتهاي ... با اين شوريدهحالي و كم آوردنهاي اين روزهاي من، جايي بايد ميرفتم كه شارژي تازه شوم و دور از اين همه هياهو و غوغا، آرام بگيرم و جاني دوباره!
يك دعوت بهانه خوبي براي اين سفر معنوي است... اين چند روز عراق خواهم بود تا انشاء الله نايبالزياره همه دوستان خوب و عزيزم باشم. ياد همه شما در جوار حرمين شريفين در كربلا، نجف، سامرا و كاظمين خواهم بود. به بزرگي و كرامتتان حلالم كنيد... اين چند خط را هم نوشتم تا دوستاني نگويند؛ خداحافظي نكرده رفت...
تا بعد، اگر عمري بود و توفيقي!
بيتاب و شوريده حالم... چند روزي هست كه همهاش دوستان سفركردهام را در خواب ميبينم و اين حال، روحم را به غليان كشانده است...
امروز از وقت نماز صبح، تا حالا كه اين چند خط را مينويسم يكسره ياد "سيد رضا تفرشي" تمام فكرم را به خود مشغول كرده است. هيچ نفهميدم مسير چند ده كيلومتري خانه تا محل كارم را چطور رفتم... ۲۷ سالي ميشود كه ديگر در جمع ما بر زمينماندگان نيست و پنجشنبهها، اگر قزوين باشم حتماً به زيارت تربت مطهرش در مزار شهدا ميروم و گاه به گاهي هم نام و يادش، زينت افكارم ميشود.
اما، امروز چه شده كه تنها به او ميانديشم... علتاش را بايد پيدا ميكردم. جستجو ميكنم و برايم بسيار عجيب است كه درمييابم، بيست و يكم مردادماه سالروز شهادت اوست...
انگار همين ديروز بود؛ بيست و يكم مرداد سال ۶۰. ساعت ۱۱ صبح، شهيد عزيز "مرتضي آقايي" خبر داد كه كسي را در خيابان فردوسي ترور كردهاند...
ادامه مطلب

خيابان سپه قزوين - سال ۱۲۸۱ شمسی
سردرب دولتخانه صفوی (عالیقاپو) نيز در انتهای خيابان ديده میشود
* خيابان سپه قزوين نخستين خيابان طراحي شده ايران، در فهرست آثار ملي كشور به ثبت رسيد.
پی نوشت: استاد دکتر سید محمد دبیرسیاقی در اثر تحقیقی خود «سیر تاریخی بنای شهر قزوین و بناهای آن» در باره این خیابان نوشته است: «خیابان سپه یا خیابان دولتی که قدیمی ترین خیابان ایران نیز هست - در هنگامی که این شهر پایتخت حاکمان صفوی بود - بنا به دستور شاه طهماسب اول صفوی در شمال محله شهرستان قدیم یا حصار شاپور، همزمان با ایجاد جعفرآباد یعنی عمارات و خانه های دوطرف این خیابان و باغ سعادت آباد و عمارت دولتخانه و حرمسرا و باغهای شرقی و غربی عمارت مذکور احداث گردیده است.
ادامه مطلب
همه هستي من آيه تاريكيست
كه ترا در خود تكراركنان
به سحرگاه شكفتنها و رستنهاي ابدي خواهد برد
من در اين آيه ترا آه كشيدم ، آه
من در اين آيه ترا
به درخت و آب و آتش پيوند زدم
زندگی شايد
يک خيابان درازست که هر روز زنی با زنبيلی از آن میگذرد
زندگی شايد
ريسمانیست که مردی با آن خود را از شاخه میآويزد
زندگی شايد
طفلیست که از مدرسه برمیگردد
ادامه مطلب
۱۴ مرداد سالروز صدور "فرمان مشروطيت" است. فرمانی كه ۷ ماه بعد از دستور "تاسيس عدالتخانه" صادر شد. تأسيس عدالتخانه يامجلس شورا و تدوين نظامنامه يا قانون اساسي و همچنين برقراري حكومت مشروطه از نتايج نهضت مشروطه هستند. بنابراين ريشهيابي هريك از آنها بدون بررسي نهضت مشروطه امكانپذير نيست.

مظفرالدين شاه هنگام افتتاح مجلس شوراي ملي
شكي نيست كه نارضايي عميق جامعه ايران در سالهاي حكومت قاجار، ريشه اصلي اعتراضات مردمي عليه دولت و زمينه ساز شكلگيري نهضت مشروطيت بود. به عبارت ديگر هرج و مرج و فساد در دستگاه اداري، تهي شدن خزانه مملكت بر اثر اسراف و ولخرجيهاي شاه و درباريان، قحطي فزاينده در تهران و شهرستانها، تسلط روزافزون بيگانگان بر كشور، افزايش بهاي ارزاق عمومي، وضع مالياتهاي كمرشكن وسنگين عليه مردم، ظلم و تعدي مأموران قاجاري نسبت به مردم، بي حرمتي به مراجع تقليد و زيرپا نهادن احكام اسلامي، بحران مالي و سقوط اقتصادي كشور و اعطاي امتيازات گوناگون به قدرتهاي استعماري، ريشه انقلاب مشروطيت بودند.
ادامه مطلب
حاج شيخ فضلالله كجوري معروف به "نوري" از علماء و مجتهدين برجسته صدر مشروطيت در سال 1259ق متولد شد. پدرش مرحوم ملا عباس مازندراني كجوري معروف به "پيشنماز" بود. شيخ فضلالله پس از انجام تحصيلات مقدماتي و سطح عازم عراق شد و در محضر بزرگاني چون آيتالله ميرزاحسن شيرازي و آيتالله حبيب الله رشتي به فرا گرفتن علوم اسلامي پرداخت.
شيخ در طلوع مشروطيت و جنبش عدالتخواهي با دو زعيم مشروطه آيتالله سيدعبدالله بهبهاني و آيتالله سيدمحمد طباطبايي همراه و همگام بود. اما پس از مدتي از مشروطهطلبان جدا شد زيرا مشروطه را با شريعت سازگار ندانست و خواستار حكومت مشروطه مشروعه شد.
ادامه مطلب
هر چند حمله نيروهاي ضد مشروطه به ايران به فرماندهي محمدعلي شاه و کشته شدن ياران وي چندان نميتواند تراژيک باشد ولي درباره يک نفر اين امر استثنايي است؛ کشته شدن ارشدالدوله. علي خان ارشدالدوله (سردار ارشد) نوه فضعلي خان قره باغي – از سرداران بنام زمان فتحعلي شاه، محمد شاه و ناصرالدين شاه بود.

ارشدالدوله لحظاتي پيش از تيرباران در ورامين
مراحل رشد علي خان در دستگاه مليجک يا عزيزالسلطان شروع شد. مليجک زماني که عزيز کرده شاه بود، شاه برايش دسته موزيکي تشکيل داد که علي خان جزو آن دسته شيپور ميزد. بعدها که عزيزالسلطان رئيس گارد سلطنتي شد جزو آن دسته بود. پس از مدتي از مرگ ناصرالدين شاه انگار همه خوشيها از مليجک روي گردان شد. از جمله همسرش اخترالدوله دختر «شاه شهيد» از وي جدا شد و پس از مدتي با همين ارشدالدوله که نوکر خاندان اينان به حساب ميآمد ازدواج کرد. ازدواجي که باعث کدورت خاطر مليجک شد. علي خان فردي متهور و رشيد و خوش قيافه بود، بر عکس مليجک که واجد هيچ يک از اين صفات نبود.
ادامه مطلب
در سير بيدارى ملت ايران كه سرانجام به انقلاب مشروطه منتهی گرديد، بيشك ادبيات بويژه شعر يكى از ابزار رسيدن به اين مهم بود. اگر دفتر و ديوان هر يك از شاعران اين دوره را باز كنيد، نمونههاى بسيارى را مىتوانيد پيدا كنيد كه در آن از «ملت» و «آزادى» سخن گفته شده است.
ماشاالله آجودانى در كتاب «سنت يا تجدد» مىنويسد: «شعر مشروطه ستايش نامه بلندى است از «ملت» و «آزادى».» اما اينكه از نظر هر يك از اين شاعران، آزادى چه معنايى دارد و مفهوم ملت چيست واصلاً راه رسيدن به اين آزادى چگونه امكان پذير است، نشان از تفاوت بارزى در نظرها و ديدگاههاى آنها مىدهد. والا آن گاه كه سخن از آزادى و ملت است، همه آن را ستايش مى كنند.
در اين نوشتار كوشيدهام به طور مختصر شعرهايي از چند شاعر مشروطهخواه - كه در آنها ميتوان رنگ و بويى از خشونت را مشاهده كرد - در كنار هم بياورم تا شايد بخشى از فضاى فرهنگى غالب در آن روزگار مشخص گردد.
ادامه مطلب
پس از سالها، جمعه شب شبکه سه تلويزيون، فيلم سينمايي "ساز دهني" ساخته امير نادري را ـ كه براي من و همه بروبچههاي دههي پنجاه، خاطرهبرانگيز و فراموش ناشدني است ـ در قالب برنامه "صد فيلم" پخش كرد.
"ساز دهني" درباره چند پسربچه در حوالي بوشهر است. اميرو پسرکي ساده و سرشار از حرکت و يک پاي دعواي همسن و سالان خودش است. عبدالله نوجواني است که پدرش به عنوان جايزه براي او يک سازدهني ميخرد و بچههاي بندر به ساز او علاقمند ميشوند. طوري که براي به دست آوردن آن حاضر به انجام هر کاري براي عبدالله ميشوند.
امير نادري در "سازدهني" با روايت زندگي چند كودك و نوجوان بندري، به صورتي استعاري شيوههاي استثمار و بردهكشي در جامعه آن روز را دستمايه توليد فيلمي قرار ميدهد كه به يكي از تاثيرگذارترين آثار سينماي نوين ايران بدل ميگردد.
نادري در سكانس پاياني فيلم آنگاه كه اميرو، نوجوان تحقير شده از استثمار عبدالله (پسرك متمول) خود را بازمييابد به صورتي نمادين حركتي را ميآفريند كه به برانداختن هرآنچه كه او آنرا مظاهر و ريشههاي استثمار ميپندارد، منتهي ميگردد. حركتي كه آزادي از يوغ بردهداري مدرن را نويد ميدهد.
نمايش دوباره فيلم زيبا و اثرگذار سازدهني از تلويزيون، ياد و نام امير نادري، فيلمساز شهير سينماي ايران را در ذهنها زنده ميسازد. فيلمسازي خلاق و انديشمند كه آثاري پويا و خردگراي او همواره ماندگار خواهد ماند. هرچند بيش از بيستسال است كه سينماي ايران از نعمت انديشه و آثار او بيبهره است.
ادامه مطلب

