اين روزها بسيار به مرگ ميانديشم و به فردايي كه باقي است و دارالقرارش خواندهاند. شايد از كودكي از مرگ هراسيدهام اما، اين روزها بيش از آنكه از مرگ بترسم از كارنامهاي ميهراسم كه در پايان اين دارالفنا بر دستم خواهند داد ...
گاه ، روح سرکش جانم را به التهاب ميكشاند و گاه ، آنچنان بی قرارم ميسازد كه انگار آغوش گشوده و مرگ را انتظار ميكشم ... چه كنم از پس فردايي كه كولهبارم سخت خالي است...
شايد اين شعر عليرضا قزوه حكايت اين روزهاي من باشد!
مرگ در جانم تلاطم می کند اين روزها / زندگی دارد مرا گم می کند اين روزها
عشق می آيد خبر می گيرد از اندوه من / درد می آيد تبسّم می کند اين روزها
گاه تنهايی می آيد می نشيند پای حوض / سنگ هم با من تکلّم می کند اين روزها
مرگ از جسمم نمی پرسد که حتّی کيستی / مرگ بر روحم ترحّم می کند اين روزها
روح بازيگوش، می خندد به جسم خسته ام / جسم، روحم را تجسّم می کند اين روزها
دختران کوزه بر سر می رسند از راه دور / کوزه گر خاک مرا خُم می کند اين روزها ...
قيام سي تير سال ۱۳۳۱ را ميتوان يكي از به ياد ماندنيترين رخدادهاي سياسي در تاريخ معاصر ايران برشمرد. رويدادي كه نتايج حاصل از آن گوياي پيروزي اراده مردم در مقابله با دربار و حاميان داخلي و خارجي آن بود. بيشك اين رخداد تنها نمونهاي است كه در آن شاه مجبور به تمكين از قانون اساسي گرديد و از اختياراتي كه برخلاف اصول مصرحه قانون اساسي در دست داشت، به دليل حضور مردم در صحنه و وحدت بين رهبران سياسي چشمپوشي كرد و در مقابل تصدي اداره وزارت جنگ از سوي دكتر محمد مصدق رويدادي استثنايي در دوران پهلوي به حساب ميآيد كه در هيچ برههاي از حاكميت پهلوي تكرار نشده است.

هر چند با قيام سي تير، يكپارچگي مردم و وحدت رهبران روحاني و سياسي نهضت ملي شدن نفت به نقطه اوج خود رسيد اما، اين وحدت و يكپارچگي ديري نپاييد و ايجاد شكاف بين رهبران نهضت و فرصتطلبي عناصري مشكوك كه به ياس و دلسردي در ميان مردم به عنوان عناصر كليدي بروز اين خيزش انجاميد زمينه رابراي تحقق كودتاي ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ فراهم آورد.
ادامه مطلب
وچه سخت و دردآلود است كه سرجلسه درس باشي و بيخبر از دنياي پيرامونات يكباره اسام اسي بيايد كه ؛
"خسرو شكيبايي هم رفت"
آرزو ميكني كه كاش خبر دروغ باشد. پيگير كه ميشوي معلوم ميشود كه او ساعت ۹ صبح جمعه در بيمارستان پارسيان تهران، همانجايي كه از چندي پيش بستري شده بود به علت عارضه قلبي تسليم مشيت الهي شده است...
« كل نفس ذائقه الموت »
خانه كه ميآيي كاست شعرهاي فروغ را با صداي گرم و جاودانه شكيبايي ميگذاري و دويدن اشك بر گونههايت، بار ديگر سكانس آخري را به يادت ميآورد كه همه ناگزير به نقشافريني در آنند، هرچند ميداني كه مرگ پايان نيست! آنهم براي هنرمندي كه مردمان ديارش سالياني طولاني با شخصيت ماندگار او در آثارش خو گرفتهاند...
نميتوانم بيش از اين بنويسم... بايد به احترام خسرو شكيبايي - او كه هميشه به شخصيت، منش و بزرگياش ارج نهادهام - ايستاد و دقيقهها و ساعتها سكوت كرد...
روحش هماره قرين رحمت الهي باد!
در تاريخ مبارزات مردم مظلوم فلسطين، چهرهها و نامهاي بسياري برجاي مانده است كه هريك از آنان امروز براي نسل تازه برآمده از سالها مقاومت و مبارزه ، اسطورههاي فراموشناشدني محسوب ميشوند. شايد به جرات ميتوان اذعان كرد كه در آسمان همواره مهتابي اسطورهها و نمادهاي مقاومت فلسطيني، نام "دلال مغربي" تنها زن فرمانده فلسطيني چون ستارهاي پرفروغ جلوهاي ويژه دارد.

در ميان پيكرهاي مطهر ۱۹۹ شهيدي كه در جريان عمليات تبادل اسرا بين حزبالله و رژيم صهيونيستي به لبنان بازگشت، نامي آشنا به چشم ميخورد؛ دلال مغربي
ادامه مطلب
شايد بسياري تاكنون نام "سمير قنطار" را نشنيده باشند اما، هستند كساني در ميان نسلي كه من بدان تعلق دارم با نام اين مبارز نوجوان ديروز و كهنه اسير امروز از ديرباز آشنايند. چريكي که چهارشنبه و در جريان عمليات مبادله اسرا بين رژيم صهيونيستي و حزباله پس از ۲۹ سال اسارت در ميان استقبال كم سابقه مردم، طوايف و گروههاي مختلف لبناني به آغوش عروس خاورميانه بازگشت.

"سمير قنطار" قديميترين اسير لبناني دربند رژيم صهيونيستي در 22 آوريل 1979 در حالي كه تنها 16 سال داشت به همراه سه تن از اعضاي گروه فلسطيني "جبهه خلق براي آزادي فلسطين" به شمال اراضي اشغالي نفوذ كرد و در جريان عملياتي با نيروهاي پليس رژيم صهيونيستي درگير شد و به اسارت درآمد. او به هنگام محاكمه از سوي دستگاه قضايي رژيم صهيونيستي به پنج بار حبس ابد و نيز 47 سال حبس محكوم شد.
اگر تا ديروز ؛ نبرد ۳۳ روزه در تابستان ۲۰۰۶، به افسانه شكستناپذيري رژيم صهيونيستي خاتمه بخشيد يقيناْ امروز ؛ آزادي "سمير قنطار" سمبل مقاومت عربي اسلامي، نقطه پاياني است بر همه آرزوها و آمال متجاوزاني كه قصابانش فاجعه صبرا و شتيلا را آفريدند و مستانه بر پيكر بيجان آوارگان فلسطيني رقصيدند.
ادامه مطلب
محمود احمدي نژاد، يكماه پس از آنكه در جمع مدرسين حوزه علميه قم، از ناكام ماندن طرح ربودنش توسط نيروهاي آمريكايي به هنگام سفر سال گذشته به عراق خبر داد، يكشنبه در جمع خبرنگاران با افشاي بخش ديگري از اين طرح، اعلام كرد كه يك باند بينالمللي شامل اتباع عراق، فلسطين، افغانستان و آمريكا قصد داشتهاند او را بربايند.
احمدينژاد در اين باره گفته است كه؛ گروهي متشكل از تعدادي افغان، آمريكايي، فلسطيني و عراقي ميخواستند با شعار ضد آمريكا و ضد ايران ـ يعني اينكه بگويند ما هم ضد آمريكا هستيم و هم ضد ايران ـ اين كار را انجام دهند كه خداوند متعال آن را خنثي كرد.

آقاي رييسجمهور كه در دو نوبت افشاگري گذشته، عنوان كرده بودند كه نيروهاي آمريكايي قصد داشتهاند كه او را ربوده و با انتقال به آمريكا، به مقاصد خودشان دست يابند، ظاهراً يكشنبه هنگامي كه در برابر خبرنگاران قرار گرفتند حرفهاي گذشته را فراموش كردند و از يك باند بينالمللي به عنوان طراحان و عوامل اجراي طرح ناكام ربودنش ياد كردند.
با اينحال، سوالات اساسي كه در طول يكماه گذشته همچنان رسانهها و افكار عمومي را به خود معطوف كرده، ايناست كه؛ اگر طرح ربودن رييس جمهوري اسلامي ايران، واقعاً بر مبناي اطلاعات صحيحي استوار بوده و اسناد و مدارك كافي براي اثبات آن در اختيار دستگاههاي امنيتي كشور وجود دارد و براساس دستيابي بهموقع به اين اطلاعات و با تغيير برنامه سفر آقاي احمدينژاد در عراق، از اجراي آن پيشگيري گرديده است، چرا ؛
بقيه را در ادامه مطلب بخوانيد...
ادامه مطلب

سريال تلويزيونی آفتابگردان برای آدمی مثل من که به تاريخ، فرهنگ و ادب زادگاهش دلبستگی عميقي دارد همواره اثری خاطرهبرانگيز باقي خواهد بود. نه فقط براي خلق شخصيت عروسکی «خان بابا» كه البته قابل تحسين است، بلكه براي بهرهگيري صحيح از گويش پيراسته، زيبا و دلنشين قزوينی كه متاسفانه همانند نسل خانباباها رفته رفته دارد متروكه، غريب و نامانوس ميشود!
ادامه مطلب
لحظه ديدار نزديك است.
باز من ديوانهام، مستم.
باز ميلرزد، دلم، دستم.
باز گويي در جهان ديگري هستم.
هاي! نخراشي به غفلت گونهام را، تيغ !
هاي! نپريشي صفاي زلفم را، دست!
آبرويم را نريزي، دل!
- اي نخورده مست -
لحظه ديدار نزديك است.
«مهدي اخوان ثالث»
آنگونه كه در جستارهاي تاريخي به دست ميآيد؛ بلديه (شهرداري) قزوين در سال 1326ه. ق با انتخاب حاج ميرزا حسين صالحي شهيدي ملقب به «صدرالعلما» به عنوان نخستين رييس بلديه آغاز به كار كرده است. هرچند پيش از آن نيز در سال 1305 ه. ق به هنگام حكمراني شاهزاده اللهقلي خان ايلخاني در قزوين، ادارهاي به نام «ريسمانسنج» در اين شهر تشكيل گرديده بود كه وظيفه دريافت عوارض از مردم و انجام برخي اقدامات عمراني و خدماتي را برعهده داشت.

عمارت شهرداري قزوين سال ۱۳۱۲ شمسي
گرچه اطلاعات دقيقي از ساختار سازماني و فعاليتهاي اداره «ريسمانسنج» در دست نيست اما، براساس برخي از مستندات موجود نيز ميتوان اذعان كرد كه؛ اداره مذكور نخستين تشكيلات سازمان يافتهاي بوده كه در دوران قاجاريه براي اداره امور عمراني و خدماتي شهر در قزوين شكل گرفته است. ادارهاي كه از آن ميتوان به عنوان اولين سنگبناي ايجاد تشكيلاتي به عنوان «شهرداري» در كهن شهر قزوين نام برد.
ادامه مطلب
روزنامه «اعتماد ملي»، ارگان رسمي حزب اعتماد ملي در غياب «كروبي» كه اين روزها در مكه به سر ميبرد، روز سهشنبه يادداشتی با عنوان؛ چند سوال از رييسجمهور از «رسول منتجبنيا» (قائم مقام حزب) منتشر كرده كه حاوي انتقادات نسبتاً شديداللحنی نسبت به رييس دولت نهم است. انتقاداتي كه واكنش شتابآلود جوانفكر، مشاور مطبوعاتي احمدينژاد را برانگيخت. حكم جلب مدير مسوول روزنامه را از سوي دادستان تهران صادر كرد و گفته ميشود كه باعث تذکر جدي هيات نظارت بر مطبوعات به اين روزنامه شده است و ...
واقعيت اين است كه سطح تحمل انتقاد در دولت نهم بسيار پايين است، تفاوتي نميكند كه اين انتقادها از جانب موافقانش در اردوگاه اصولگرايان مطرح شده باشد يا از ميان مخالفانش در ميان طيف اصلاحطلب. كه اگر تاب و تحمل انتقاد را داشت، هيات نظارت بر مطبوعات، روزنامه اصولگراي تهران امروز كه گفته ميشد وابسته به طيف قاليباف است را لغو امتياز نميكرد و آقاي احمدينژاد، تحليلگران داخلي ماجراي ربودن و ترورش در عراق را سخنگويان دولت ايالات متحده نميناميد. همين دولت اما، قطعاً با همان شتابي كه تهران امروز را تعطيل كرد، نميخواهد كه روزنامه كروبي را هم تخته كند!
ادامه مطلب
سردار باقرزاده، فرمانده کميته جستجوي مفقودين ستاد کل نيروهاي مسلح گفته است که؛ در اجراي مواد کنوانسيون ژنو و پروتکلهاي الحاقي و همچنين ديگر دستورالعملها و مقررات بينالمللي مربوط به نحوه همکاري دولتها با کميته بينالمللي صليب سرخ (I.C.R.C) در شرايط جنگ و نبردهاي مسلحانه، تمهيدات لازم براي تدفين اجساد سربازان متجاوز دشمن در نظر گرفته شده است.
تابناك كه اين خبر را روي خروجي خبری سايتاش گذاشته، پيشبيني كرده است كه متجاوز از ۳۲۰ هزار قبر براي متجاوزان احتمالي در استانهاي مرزي كشور احداث خواهد شد!
ادامه مطلب
تاريخ شكلگيري سازماني به نام عدليه در قزوين را بايد در نخستين روزهاي پس از پيروزي مشروطهخواهان جستجو كرد. آنگونه كه در يافتههاي تاريخي مشخص ميگردد پيش از اين زمان، تشكيلات سازمانيافته و مستقلي به نام عدليه در قزوين وجود خارجي نداشته است و رسيدگي به تظلمات افراد و صدور حكم و نظارت بر اجراي احكام صادره تماماً بر عهده حاكم قزوين يا مجتهدين و روحانيون برجسته اين شهر بوده است.
ادامه مطلب
در تاريخ معاصر قزوين، معدود حاكماني بودهاند كه در دوران حكومت خود به هر دليلي نامي پرآوازه يافتهاند. در ميان اين حاكمان، اميرتومان عباسقليخان معروف به مدحتالممالك از چهرههايي است كه از جهتي ديگر زبانزد عام و خاص شد.

او كه از افسران قديمي قزاقخانه به شمار ميرفت در سال ۱۳۰۲ شمسي و در دوراني كه سردار سپه، وزارت جنگ را برعهده داشت به عنوان حاكم قزوين برگزيده شد. اعمال، رفتار و گفتار عباسقليخان در مدت كوتاه حكمرانياش آنچنان در ميان مردم بازتاب يافته بود كه تا سالها پس از او نيز ، همچنان دستمايه طنز و هجو مردم قزوين قرار داشت.
ادامه مطلب

اخيراً موزه عكاسخانه شهر مجموعه عکسی را منتشر كرده است با عنوان؛ "محمد حسن ميرزا" . اين کتاب نفيس در ۱۰۲ صفحه شامل عکسهايی از محمدحسن ميرزا، آخرين وليعهد سلسله قاجاريه است که از روی نگاتيوهاي شيشهاي موجود در اين موزه چاپ شدهاند و پرترههای فردی و جمعی، عکسهای رسمی، مراسم سلام، سان، عزاداری و قمهزنی مردم و ... را در برميگيرند.
همزمان نيز همين موزه، يكصد و نهمين نمايشگاه عكس خود را با عنوان "محمد حسن ميرزا آخرين وليعهد قاجار" از روز يکشنبه، دوم تير به ارايه ۴۹ قطعه عکس سياه و سفيد در اندازه ۲۵×۲۰ از مجموعه عكسهاي همين كتاب اختصاص داده است.
به همهي دوستان و همچنين علاقهمندان به تاريخ معاصر ايران توصيه ميكنم اگر فرصتي دارند بروند و از اين نمايشگاه بازديد كنند. واقعاً به ديدنش ميارزد.
اگر خواستيد برويد و نمايشگاه را ببينيد اين هم نشانياش؛
موزه عکسخانه شهر: تهران، ميدان هفت تير، خيابان بهارشيراز، بوستان بهارشيراز
* برای کسب اطلاعات بیشتر در باره آخرین ولیعهد سلسله قاجاریه، اینجا را كليك كنيد.
در اسناد به جاي مانده از سازمان اطلاعات و امنيت رژيم پهلوي (ساواك) در موسسه مطالعات و پژوهشهاي سياسي به سندي جالب، اما تاسفبرانگيز از نحوه برخورد اردشير زاهدي، وزير امورخارجه وقت ايران با كادر ديپلماتيك وزارت خارجه برخوردم كه نشان از نوع تعامل و برخورد يك وزير با نيروهاي زير مجموعهاش و البته سطح ادب و شخصيت اين آقاي وزير دارد.
نكته جالبتر اين سند آنجاست كه وقتي گزارش طبقهبندي شده داخلي ساواك به عرض تيمسار نصيري، رياست سازمان ميرسد، او در پينوشت گزارش مينويسد؛
"اين كارمندان وزارت خارجه لياقت بدترين از اينها را دارند"!!
متن گزارش خيليمحرمانه ساواك را در ادامه بخوانيد:
ادامه مطلب
