تبليغاتX
قـُقـنــوس

انديشه تاسيس نخستين مدرسه نوين در قزوين ابتدا توسط ميرزا صالح ‌خان كلانتر تبريزي (آصف‌الدوله) ملقب به وزير اكرم، حاكم تجددخواه و اصلاح‌طلب قزوين مطرح و با پيگيري هاي وي توسط اعضاي انجمن معارف كه تشكيل اين انجمن نيز با همت خود او براي نشر صنعت و معارف صورت گرفته بود، بنيانگذاري گرديد.

نخستين مدرسه نوين در قزوين كه داراي ۴ كلاس درس بود در سال ۱۲۸۳ خورشيدي به همت شماري از رجال و مشاهير قزويني كه از اعضاي انجمن معارف بودند در محوطه شرق عالي‌قاپو كه پيشتر از آن به عنوان رختشويخانه استفاده مي‌شد آغاز بكار كرد. اعضاي انجمن معارف هزينه راه‌اندازي اين مدرسه را متقبل شده بودند.

بنيانگذاران مدرسه اميد، نخستين مدرسه نوين در قزوين

وزير اكرم‏، حاكم قزوين، ملاعلي فرزند ملاتقي معروف به قاضي ارداقي (از آزاديخواهان و اعضاي انجمن معارف) را به سمت مديريت مدرسه برگزيد و اين چهره شهير قزويني كه در جريان به توپ بستن مجلس توسط محمد‌علي شاه دستگير و با خوراندن سم سيانور به شهادت رسيد سهم بسزايي از خود در ساماندهي و رونق بخشيدن به مدرسه اميد در قزوين برجاي گذاشت. 

 


ادامه مطلب
به قلم محمدحسن سليمانی (خیارجی) - بیست و نهم اردیبهشت 1387 | لینک ثابت |

در پي شدت گرفتن دامنه اختلافات بين طرفداران استبداد در تبريز با مشروطه‌خواهان اين شهر كه سرانجام به بيرون كردن حاجي ميرزا حسن مجتهد توسط مشروطه‌خواهان از تبريز منجر شد‏‏، با اشاره و تحريك عوامل استبداد در دربار قاجاريه، روز شنبه بيست و هفتم ارديبهشت سال ۱۲۸۳ خورشيدي‏، نصرالممالك (بيوك خان)، پسر رحيم‌خان ياوري كه از نزديكان محمد‌علي ميرزا در تهران محسوب مي‌شد دست به بيدادگري، كشتار و چپاول در آذربايجان زد. در جريان اقدامات ددمنشانه پسر رحيم‌خان، روستاهاي بسياري غارت و ويران شد و عده زيادي از مردم بيگناه تنها به جرم مشروطه‌خواهي به شهادت رسيدند.

احمد كسروي، مورخ معاصر در تاريخ مشروطه ايران باره اين رويداد مي‌نويسد: روز شنبه بيست و هفتم ارديبهشت (۵ ربيع‌الثاني) كه بازارها در تبريز بسته بود و مردم در تلگرافخانه بودند ناگهان ميريعقوب باز آمد و چنين آگاهي آورد؛ «ر ازومدل حسين پاشاخان گماشته رحيم‌خان جلو غله را گرفت و با فرستادگان انجمن زدوخوردي رخ داد. مردم تخمدل به ياري نمود نگذاردند آسيبي به ايشان برسد. حسين پاشاخان از نصرالممالك (بيوك‌خان) پسر رحيم خان ياوري خواست و او را با يك دسته سوار بر سر تخمدل آمد و كساني را كشت و ديه را تاراج كرد. كشت‌گان بسيار بودند. فرستادگان انجمن به ورزقان پناهيده‌اند و در آنجا در تنگنا هستند». از اين آگاهي سردستگان تكاني خوردند. زيرا چنين بيباكي از پسر رحيم‌خان جز با دستور تهران نتوانستي بود. دانستند كه با دربار دست به خونريزي باز نموده.


ادامه مطلب
به قلم محمدحسن سليمانی (خیارجی) - بیست و هفتم اردیبهشت 1387 | لینک ثابت |

انگشت‌نگاري و تصويربرداري از زائران ايراني در فرودگاه جده همانند مجرمان حرفه‌اي و محكومان دستگاه قضايي

فرودگاه جده/ گيت پليس گذرنامه/ ۳۱ فروردين سال ۱۳۷۸

عكس: ققنوس 


ادامه مطلب
به قلم محمدحسن سليمانی (خیارجی) - بیست و ششم اردیبهشت 1387 | لینک ثابت |

سه چهار هفته‌اي که نبودم و بار دیگر توفیق شامل حالم شد تا در مکه مکرمه و مدینه منوره، نايب‌الزياره همه‌ي دوستان عزیز باشم ظاهراْ بعضی از دوستان تابان دست به کودتای بدون خونریزی!! زدند و از صدر تا ذیل نشریه را به اشغال خودشان درآوردند.


ادامه مطلب
به قلم محمدحسن سليمانی (خیارجی) - نوزدهم اردیبهشت 1387 | لینک ثابت |