تبليغاتX
قـُقـنــوس

پناهندگی چند تن از روحانيون قزوين به كنسولگري روسيه به هنگام فتح اين شهر توسط مشروطه‌خواهان

افراد حاضر در عکس از راست به چپ عبارتند از ؛ حاج شيخ عيسی شهيدی (فرزند حاج ملامحمد تقی برغانی معروف به شهید ثالث) - آفسينکوف (کنسول روسيه تزاری در قزوين) - حاج ميرزا هدايت‌الله شهيدي معروف به حاج مجتهد (نوه شهيد ثالث) و حاج ميرزا تقي ديمجي معروف به مجدالاسلام

سال ۱۲۸۸ خورشيدي - کنسولگری روسيه در قزوين/ عكاس: ناشناس

پ ن: به دنبال گشوده شدن (فتح) قزوين در پانزدهم فروردين ماه سال ۱۲۸۸ خورشيدي توسط مشروطه‌خواهان گيلاني، كه با قتل حاج ميرزا مسعود شيخ‌الاسلام (روحانی بلندپايه قزويني نزديك به دربار قاجاريه) در منزلش همراه بود ، شماري از روحانيون طراز اول قزوين از جمله؛ حاج شیخ عیسی شهیدی - حاج ميرزا هدايت‌الله شهيدي معروف به حاج مجتهد و حاج ميرزا تقي ديمجي معروف به مجدالاسلام - حاج ميرزا ابوتراب ثقه‌الاسلام ـ آقا ميرزا حسين شهيدي (نماينده دوره اول مجلس شوراي ملي) كه به طرفداري از استبداد و يا مخالفت با مشروطه شهرت داشتند از بيم انتقام مشروطه‌خواهان به كنسولگري روسيه تزاري در قزوين پناه بردند.


ادامه مطلب
به قلم محمدحسن سليمانی (خیارجی) - هجدهم فروردین 1387 | لینک ثابت |

آنگونه که در بررسی‌ و جستار تاريخ معاصر دريافته‌ام حداقل سه تن از وزيران امورخارجه ايران در دوران حاكميت قاجاريه و پهلوي، قزويني بوده‌اند. با اين وجود در هيچ‌يك از آثاري كه پيرامون تاريخ معاصر قزوين نگاشته شده و البته نوعاً به جز معدودي از آنها كه حاصل سالها تحقيق و پژوهش عالمانه صاحبان آن آثار به شمار مي‌روند، كپي‌شده و نسخه‌برداري از نگاشته‌هاي اين يا آن محقق و مورخ بيش نيستند به اين نكته اشاره‌‌ي ويژه‌اي نشده است.

از اين رو بي‌مناسبت نديدم صرف‌نظر از آنچه كه در مستندات تاريخي موجود نسبت به عملكرد اين وزيران گفته شده است بيوگرافي مختصري از پيشينه، تحصيلات و مدت خدمت ميرزا يحيي خان مشيرالدوله ، حاجي ميرزا حسين خان مشيرالدوله قزويني(سپهسالار اعظم) و مظفر اعلم ( سردار انتصار) در مسووليت وزارت امور خارجه را به عنوان پست جديد وبلاگ منتشر كنم. اميدوارم مورد استفاده دوستان و علاقه‌مندان به تاريخ معاصر كهن شهر قزوين قرار گيرد.  

 

 

 

 

 

 

 

 

 


ادامه مطلب
به قلم محمدحسن سليمانی (خیارجی) - هفدهم فروردین 1387 | لینک ثابت |

 نخستين قهوه‌‏خانه‏‌ در ايران در زمان سلطنت شاه طهماسب صفوي (930-984 ه . ق) در شهر قزوين پديد آمد.

در قديم در گوشه و كنار شهرهاي ايران و در سر راهها و منزلگاه‌هاي ميان شهري قهوه‏خانه‏هايي داير بود. قهوه‏خانه‏هاي قديم درون‌شهري بهترين و جذاب‏ترين اماكن عمومي شهرها براي گذراندن اوقات فراغت بودند. هر يك از آنها معمولاً محل اجتماع و پاتوغ گروهي از قشرها و صنفهاي گوناگون بود. قهوه‏ خانه ‏هاي سرراهي يا ميان جاده‏اي كه به آنها چايخانه هم مي‏گفتند، اكثراً سرپناههايي براي استراحت و رفع خستگي مسافران خسته و مانده بين راهي بود. اين قهوه‏خانه‏ها معمولاً به دسته و صنفي خاص اختصاص نداشتند و مشتريان آنها رهگذراني بودند كه براي نوشيدن چاي و كشيدن قليان و خوردن صبحانه يا ناهار و يا شام به اين قهوه‏خانه‏ها مي‏رفتند. 


ادامه مطلب
به قلم محمدحسن سليمانی (خیارجی) - چهاردهم فروردین 1387 | لینک ثابت |
نوروز با همه زيبايي‌ها و شكوه‌اش، با همه شادي‌ها و صفايش‏، روي پنهان ديگري هم دارد. روي حسرت‌ها و ناداشته‌ها، روي رخت‌هاي كهنه‌اي كه امكاني براي نوشدنشان نيست و روي...
 
آخرين روز سال كهنه، عصرهنگام كه براي خداحافظي با دوستان به دفتر تابان مي‌رفتم با ديدن صحنه‌اي، جان و روحم به التهاب افتاد. زني ميانسال در حالي كه به دقت پيرامون خودش را مي‌پاييد تا كسي او را نبيند با شرم به كيسه‌اي از لباس‌هاي كهنه كه در حاشيه سطل زباله خيابان رها شده بود نزديك شد و به سرعت چند تكه رخت كهنه را داخل كيسه‌اي گذاشت و دور شد... شايد پسركان و دختركان خردش انتظار رخت‌هاي تازه عيد از او را مي‌كشند كه مادر اين‌چنين، صورت به سيلي گران سرخ مي‌كند!
 
و من ماندم و دردي كه بسيار كسان از هموطنان ما در اين عيد و عيدهاي واپسين از فقر و تنگ‌دستي و ناداري برده و مي‌برند....
 
يادش‌بخير شاعر و روزنامه‌نگار فرهيخته همشهري، سيد اشرف‌الدين قزويني (نسيم شمال) كه ساليان پيش در شعر معروف‌اش؛ «عيد آمد و ما قبا نداريم» چه زيبا حسرت و آلام اين دسته از مردمان را در عيد نوروز به نظم كشيده است. شايد كه تلنگري باشد بر من و ما، از آن‌چه كه پيرامونمان مي‌گذرد و ما ديدگان خويش بر آنها فرو بسته‌ايم!  

ادامه مطلب
به قلم محمدحسن سليمانی (خیارجی) - یکم فروردین 1387 | لینک ثابت |