زندهياد علامه محمد قزويني (رديف اول - نشسته)
در زمان رضاشاه، مؤسسهاي به نام فرهنگستان۱ جهت وضع واژههاي جديد و رايج ساختن آنها ميان مردم بوجود آمد. ترديدي نيست كه به علت پيشرفتهاي سريع در عرصههاي مختلف به ويژه نفوذ و گسترش واژگان بيگانه در زبان فارسي، وجود چنين موسسهاي نه تنها لازم كه واجب نيز مينمود، اما متأسفانه شماری افراد كممايه در میان برخی صاحبان فضل در نخستين فرهنگستان ايران جاي گرفتند و قبل از هرچيز به دشمني با زبان عربي پرداختند. اینان به جای آنکه در مجموعه اقداماتی هدفمند، گام به گام به پالایش زبان فارسی از مجموعه واژهای بیگانه بپردازند و جایگزین متناسب و درخوری را برجای آنها بنشانند، تلاش کردند كه برخی واژههاي نامأنوس را جايگزين واژههاي عربي سازند. يكي از كساني كه به مخالفت با اين شيوة واژهسازي پرداخت "علامه محمد قزويني" بود.
ادامه مطلب
از امانالله خان در افغانستان، رضاخان در ايران و آتاترك در تركيه به عنوان مهرههاي ترويج فرهنگ سكولار و اشاعة غربيگرايي در اين سه كشور ياد ميشود. امانالله خان 10 سال، آتاترك 18 سال و رضاخان 20 سال بر كشورهايشان حكومت كردند. حداقل 8 سال از اين سالها حكومتشان همزمان بود (1307- 1299) و در اين 8 سال، اقدامات فرهنگي فراواني به موازات يكديگر در كشورهاي خود به وجود آوردند.
امانالله خان در 1306 سفري طولاني و 6 ماهه به مصر، ايتاليا، هلند، بلژيك، فرانسه، سوئيس، آلمان، لهستان، روسيه، مصر و تركيه انجام داد. او در همه اين مناطق الگوهاي فرهنگي كشورها را به خاطر سپرد و تلاش كرد تا حتيالمقدور آنها را در افغانستان به نام «اصلاحات» به اجرا درآورد.

اماناللهخان پادشاه افغانستان در كنار ملكه و تعدادي از همراهان به هنگام بازديد از قزوين در سفر به ايران در سال ۱۳۰۷ خورشيدي
امانالله خان در ادامه اين سفر روز 16 خرداد 1307 همراه با همسرش ملكه ثريا، از طريق روسيه وارد بندر انزلي شد. در اين بندر، از سوي تيمورتاش وزير دربار و جمعي از مقامات مملكتي مورد استقبال قرار گرفت. امان الله خان پس از بازدید از چند شهر شمالی و اقامت یک روزه در قزوین، روز 19 خرداد، به تهران رفت و به ديدار رضاشاه شتافت.
ادامه مطلب
بازار قزوین، راسته کهنه فروشها، دوران قاجاریه
در دوران پيش از مشروطه، مساله نان و كمبود و گراني آن همواره به عنوان يكي از مشكلات اصلي و مهم مردم قزوين به شمار ميرفته است.
از سال ۱۲۸۷ ق ، كه حكومت قزوين با محمدرحيم خان علاءالدوله اميرنظام از بزرگان قاجار دولو بود (۱) سندي در سازمان اسناد و كتابخانه ملي ايران موجود است كه در آن عوارض خشكسالي در قزوين، از بين رفتن محصولات، گران شدن نان، درگيري مردم با نانواها، ادامه سربازگيري و اخذ غله ديواني از رعايا، گزارش شده است.
ادامه مطلب
شراب تلخ میخواهم که مردافکن بود زورش
که تا یک دم بیاسایم ز دنیا و شر و شورش
سماط دهر دون پرور ندارد شهد آسایش
مذاق حرص و آز ای دل بشو از تلخ و از شورش
بیاور می که نتوان شد ز مکر آسمان ایمن
به لعب زهره ی چنگی و مریخ سلحشورش
کمند صید بهرامی بیفکن ، جام جم بردار
که من پیمودم این صحرا ، نه بهرام است و نه گورش
بیا تا در می صافیت راز دهر بنمایم
به شرط آن که ننمایی به کج طبعان دل کورش
نظر کردن به درویشان ، منافی بزرگی نیست
سلیمان با چنان حشمت نظرها بود با مورش
کمان ابروی جانان نمیپیچد سر از حافظ
ولیکن خنده میآید بدین بازوی بی زورش
حضرت لسان الغیب، حافظ شیرازی (علیه الرحمه)
امام خمینی برای من و نسل من که نوجوانی و جوانياش با آرمانهاي او شكل گرفته است تنها يك اسطوره ، يا يك مرجع ديني و حتي صرفاً يك رهبر انقلابي نبود كه؛ " در روزگار قحطی هر فریاد، در روزگار قحطی هر جنبش، فریاد روزگار ما بود ".*
او براي من و نسل من، پاياني بر سلطه ديرين بيگانه بر ايران زمين بود. او استقلالي را فرياد كرد كه پيش از آن تنها در لابهلاي تاريخ اين سرزمين، در قيامهاي به يغما رفته و نهضتهاي آزاديخواهانه بيفرجام، نامي و نشاني از آن يافته بوديم. فريادي كه پايان حاكميت بلامنازع امپرياليسم و كاپيتاليسم بر اين سرزمين را نويد ميداد.
امروز براي من، خميني، همان مسيح نجاتبخشي است كه او را در آغازين سالهاي دهه پنجاه در كنكاش اعلاميهها و نوارهايش شناختم، با انقلابش که بزرگترین حادثه قرن بيستم نام گرفت، همراه شدم و در دهه شصت با همه وجودم برای تحقق آرمانهايش كوشيدم، جنگيدم و ...
ادامه مطلب
